إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٤ - دليل سوم قائلين به جواز اجتماع
اينكه جهت و علّتى وجود ندارد كه تضادّ مذكور را اختصاص به وجوب و حرمت دهد.
خلاصه: وقوع اجتماع حكمين در موارد متعدّد، بهترين دليل بر جواز اجتماع وجوب و حرمت است. اينك به بيان مواردى مىپردازيم كه در آنها اجتماع حكمين شده.
١يكى از عبادات مكروه، خواندن نماز در حمّام است حال اگر مكلّف، نماز فريضه و صبح را در حمّام بخواند در اين صورت، اجتماع وجوب و كراهت محقّق شده زيرا از يك طرف، نماز صبح، واجب است و از طرفى خواندن نماز در حمّام، كراهت دارد. و چنانچه كسى نماز مستحبّى را در حمام بخواند در اين فرض، بين استحباب و كراهت، اجتماع شده.
٢خواندن نماز در مواضع تهمت، مكروه است حال اگر فردى نماز واجبش را در موضع تهمت بخواند، اجتماع وجوب و كراهت، محقّق مىشود و چنانچه نماز مستحبى را در آن مكان بخواند، اجتماع استحباب و كراهت تحقّق پيدا مىكند.
٣روزه در بعضى از ازمنه از جمله، روز عاشورا مكروه است حال اگر كسى روز عاشورا روزه مستحبى بگيرد بين كراهت و استحباب، اجتماع رخ داده است.
٤خواندن نماز در مسجد، مستحبّ است چنانچه كسى نماز واجبش را در مسجد بخواند بين وجوب و استحباب، اجتماع تحقّق پيدا مىكند و چنانچه مكلّفى نماز مستحب را در مسجد اتيان نمايد جمع بين دو استحباب تحقّق پيدا مىكند- يكى از نظر نفس آن نماز استحبابى و يكى هم از جهت وقوع آن نماز مستحب در مسجد.
نتيجه: در موارد مذكور، بين دو حكم متضاد، اجتماع شده و بين آنها و صلات در دار غصبى از جهت اجتماع حكمين تفاوتى نيست زيرا در مثال اخير- نماز در دار غصبى- بين وجوب و حرمت اجتماع شده و در ساير موارد مذكور، بين وجوب و بعضى ديگر از احكام خمسه اجتماع شده بود كه تفصيلش بيان شد و گفتيم جهتى وجود ندارد كه تضادّ بين احكام را اختصاص به وجوب و حرمت دهد و همين مسئله، بهترين دليل بر جواز