إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤ - آيا مسأله اجتماع امر و نهى، عقلى است يا لفظى؟
و نهى، عبارت از طلب فعل و طلب ترك است كه با قول و لفظ- افعل و لا تفعل- تحقّق پيدا مىكند.
خلاصه: از اينكه اصوليّين در عنوان بحث، كلمه امر و نهى- كه در طلب قولى و لفظى ظهور دارد- را ذكر كردهاند معلوم مىشود كه نزاع در يك امر لفظى بوده نه در يك مسأله عقلى.
پاسخ مصنّف رحمه اللّه: مقصود اصوليين از تعبير مذكور در عنوان بحث، طلب قولى نيست بلكه منظورشان همان وجوب و حرمت است و علّت ذكر كلمه «امر و نهى» در عنوان بحث، اين است كه غالبا وجوب و حرمت از طريق طلب قولى و لفظى تحقّق پيدا مىكند پس به خاطر كثرت وجوب و حرمت ناشى از طلب قولى، چنان تعبيرى در عنوان بحث ذكر كردهاند و منظور آنها همان وجوب و حرمت است خواه از طريق لفظ ثابت شود يا غير لفظ، بنابراين شاهد اوّل، قرينيّتى بر مدّعاى مذكور ندارد.
قرينه دوّم: شاهد دوّم، همان تفصيلى است كه در اين مسئله داده شده و قبلا هم بيان كرديم كه قول سوّم در مسأله اجتماع امر و نهى اين بود كه: عقلا اجتماع، جائز است امّا عرفا ممتنع است، تفصيل مذكور و مطرح نمودن مسأله عرف، دليل برآن است كه مسأله اجتماع امر و نهى، يك مسأله لفظى هست- نه عقلى- زيرا عرف با الفاظ، مفاد ادلّه و ظهورات آن، آشنائى و ارتباط دارد.
خلاصه: اينكه عرف، حكم به امتناع اجتماع امر و نهى مىكند شاهد بر اين است كه نزاع مذكور، عقلى نيست و مسأله عرف و الفاظ هم مطرح است.
پاسخ مصنّف رحمه اللّه: بيان مذكور هم قرينيّتى بر مدّعاى شما ندارد زيرا: تفصيل بين عقل و عرف، مربوط به مقام دلالت و لفظ نيست بلكه مربوط به يك مطلب خارجى مىباشد به اين نحو كه:
صلات در دار غصبى را با دو نظر مىتوان ملاحظه نمود: اگر با دقّت عقلى لحاظ شود