إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٠
در محلّ بحث هم تفاوتى نيست كه بگوئيم: واضع، مفهوم و كلّى «اخراج» را در نظر گرفته، حرف استثنا و كلمه «الا» را براى همان مفهوم كلّى اخراج، وضع نموده كه نتيجتا وضع، عام و موضوع له، عام باشد يا اينكه بگوئيم: واضع، مفهوم اخراج را منظور نموده امّا كلمه «الا» را براى مصاديق و افراد «اخراج» وضع كرده.
البتّه اين مسئله، ممكن است، تا حدّى مورد تأمّل واقع شود كه: اگر كسى بگويد كلمه «الا» كه براى مصاديق اخراج، وضع شده، چنانچه بنا باشد به تمام جمل رجوع نمايد، اخراجهاى متعدّد و مصاديق متعدّدى تحقّق پيدا مىكند.
مثلا مولا فرموده: «اكرم العلماء و النحويين و الاصوليين الا زيدا» و در تمام آنها فرضا شخصى به نام زيد هست، اگر كلمه «الا» براى مصاديق اخراج، وضع شده باشد و بنا باشد به تمام جمل رجوع نمايد، كأنّ چنين به ذهن انسان خطور مىكند كه اخراجهاى متعدّد تحقّق پيدا كرده و شبيه اين است كه كلمه «من» را در دو «ابتدا» استعمال نمايند به عبارت ديگر: همانطور كه جائز نيست، كلمه «من» را بنا بر اينكه موضوع له آن، خاص باشد در چند مصداق «ابتدا» استعمال نمائيم در محلّ بحث هم اگر بخواهيم كلمه «الا» را در چند مصداق اخراج استعمال نمائيم، ممتنع و غيرممكن است.
تذكّر: پاسخ شبهه مذكور، اين است كه: اگر كلمه «الا» به تمام جمل رجوع نمايد، اخراج، متعدّد نمىشود يعنى: دو يا سه مصداق براى اخراج تحقّق پيدا نمىكند بلكه با اخراج واحد «مخرج عنه» [١] متعدّد مىشود و تعدّد آن، سبب نمىشود «اخراج» متعدّد شود و شاهدش عكس قضيّه است يعنى: اگر مولا فرمود: «اكرم العلماء الا زيدا و عمروا و بكرا»، مستثنى را متعدّد قرار داد [٢] امّا مستثنى منه، واحد بود آيا كسى مناقشه مىكند كه
[١]يعنى: مستثنى منه.
[٢]يعنى: مخرج، متعدد شد.