إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٠
جواب: شبههاى وجود دارد كه: اگر در كلام گوينده، كلمهاى [١] ذكر شود كه نمىدانيم از نظر قرينيّت آيا متكلّم به آن اعتماد كرده يا نه اصلا كلام ظهورى پيدا نمىكند «و يسير مجملا».
در محلّ بحث هم ممكن است كسى چنين مطلبى بگويد كه: مولا ابتدا فرموده «اكرم كلّ عالم» لكن در جمله ديگر كه گفته «يجوز الاقتداء بهم»، نفس ضمير «هم» ممكن است صلاحيّت قرينيّت داشته باشد زيرا ضمير به «كلّ عالم» عود نمىكند بلكه مرجع آن، عالم عادل است و امكان دارد اين امر، قرينيّت داشته باشد كه مقصود از «اكرم كلّ عالم» هم عالم عادل باشد و نتيجتا عالم فاسق اصلا وجوب اكرام نداشته باشد.
تذكّر: بحث مذكور، عرفى و عقلائى هست و بايد از آنها سؤال كرد كه: اگر دو حكم به نحو مذكور به دنبال يكديگر ذكر شود و ضميرى هم در حكم و جمله دوّم ذكر شود و به بعضى از افراد عام- در حكم اوّل- رجوع نمايد آيا ظهور را از عام سلب مىنمايد يا نه؟
اگر آنها گفتند با وجود چنين شرائطى، ظهورى براى عام محفوظ نمىماند در فرض مذكور، همانطور كه در مورد ضمير، اصالت الظّهور، جارى نيست، اصالت الظّهور در عام هم نمىتواند جارى شود و براى اكرام عالم فاسق بايد از ادلّه ديگر و اصول عمليّه كمك گرفت امّا چنانچه عقلا گفتند، مورد مذكور با سائر موارد فرق دارد و رجوع ضمير، سبب نمىشود كه ظهور عام، سلب شود در اين صورت، اصالت الظّهور به قوّت خود باقى هست.
لكن بعضى گفتهاند اصلى به نام اصالت الحقيقت داريم كه تابع ظهور هم نيست [٢]، نزد عقلا هم معتبر مىباشد و بالاتر از اصول تعبّديه عقلائيّه هست كه هيچ ارتباطى به ظهور و
[١]يعنى «ما يصلح للقرينية».
[٢]خواه ظهور باشد يا نباشد.