إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ضابطه اخذ و اثبات مفهوم
بيان شده؟
به عبارت ديگر: آيا در قضيّه «إن جاءك زيد فاكرمه» نزاع در اين است كه با نبودن مجىء زيد، وجوب شخصى مجعول در آن قضيه، منتفى هست يا نه؟
جواب: وجوب شخصى مجعول در نفس قضيّه، داراى شرائطى هست و چنانچه موضوع [١] آن منتفى شود عقلا حكم هم منتفى مىشود و اين مسئله، يك مطلب عقلى و مسلّم است و در تمام موارد، جارى هست مثلا شارع مقدّس كه فرموده «الخمر حرام» چنانچه خمر به خلّ مبدّل شود و عنوان خمريّت منتفى گردد، بديهى است كه «حرمت» هم منتفى مىشود. اگر درباره قضيّه «إن جاءك زيد فاكرمه» از ما سؤال كنند مولا چه حكمى را جعل نموده، مىگوئيم: وجوب اكرام، عند تحقّق مجىء زيد، جعل شده و عقل هم حكم مىكند كه اگر مجىء زيد، منتفى شود و موضوع تغيّر پيدا كند، آن وجوب شخصى هم منتفى مىشود.
نتيجه: مفهوم در قضيّه شرطيّه بهمعناى انتفاء شخص حكم نيست بلكه بهمعناى انتفاء «سنخ» حكم است يعنى از جنس آن وجوبى كه در قضيّه شرطيّه «إن جاءك زيد فاكرمه» يك فرد و مصداقش محقّق شده بود، تحقّق ندارد [٢] پس درعينحال كه حكم مجعول در قضيّه شرطيّه، يك حكم شخصى هست لكن ما در باب مفهوم، عنايتى به آن حكم شخصى نداريم و بحث ما در اين است كه اگر مجىء زيد، محقّق نشد- و موضوع تبدّل پيدا كرد- آيا همانطور كه شخص حكم، منتفى هست سنخ آنهم منتفى مىباشد يا نه؟
نظر قائلين به ثبوت مفهوم، اين است كه اگر مجىء زيد تحقّق پيدا نكند حكمى از جنس
[١]يا شرط يا قيد آن.
[٢]مثل اينكه مىگوئيد: از جنس «زيد» كه يك فرد از افراد انسان هست در خانه، موجود نيست.