إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٥ - مفرد معرف به لام
و المعروف أنّ اللام تكون موضوعة للتّعريف و مفيدة للتّعيين في غير الذّهنيّ [١](١).
«رجل»، قبلا دالّ بر ماهيّت مبهمه بود امّا اكنون كه مدخول لام، واقع شده، دالّ بر ماهيّت متعيّنه است، كلامش باطل است زيرا كلمه «رجل» چه الف و لام داشته باشد چه فاقد آن باشد، معنايش تفاوتى نمىكند.
ظاهر، اين است كه اگر خصوصيّت زائدى مطرح شده، مستند به لام يا قرائن خاصّه ديگر است. نهايتا مىتوان گفت: كلمه «رجل» بدون لام، دالّ بر ماهيّت است امّا «مع اللام» بر ماهيّت متعيّن دلالت مىنمايد منتها تعيّنش به واسطه الف و لام است. مانند ساير مواردى كه تعدّد دال و مدلول، مطرح است، اگر گفتيم: «اكرم رجلا عالما»، كلمه رجل، دالّ بر عالميّت نيست بلكه بر ماهيّت مطلقه رجل دلالت مىنمايد و كلمه «عالما» دلالت بر تقيّد به علم دارد و چنين نيست كلمه «رجل» را در رجل عالم استعمال كرده باشيم.
كلمه «الرّجل» هم، چنين است كه: رجل بر ذات ماهيّت دلالت مىكند و «لام» يا قرائن خاصّه، دالّ بر تعريف و تعيّن است.
خلاصه: ظاهر، اين است كه خصوصيّت شمول، جنسيّت و عهديّت در هريك از اقسام از ناحيه لام يا قرائن خاصّه ديگر است [٢] نه اينكه از طريق استعمال مدخول لام- مانند رجل- در معانى مختلف باشد، چنانكه ظاهر كلام نحويين است تا نتيجتا «رجل» در معانى مجازى استعمال شده باشد يا بين چند معنا مشترك باشد.
(١)- ٢: «لام» كه دلالت بر تعريف مىنمايد، مقصود از آن، تعريف خارجى [٣] است
[١]و مرادهم عدم افادتها له فيه بالنسبة الى الفرد فانه لا تعيّن فيه خارجا، لا بالنسبة الى الجنس المتحقق فى ضمنه فانها مفيدة للتعيين بالنسبة اليه حسب افادته فى تعريف الجنس محضا و الا لم يكن من مصاديق ما وضع للتعريف. مشكينى قدّس سرّه ر. ك: كفاية الاصول محشّى به حاشيه مرحوم مشكينى ١/ ٣٨٠.
[٢]و از باب تعدد دال و مدلول مىباشد.
[٣]شبيه همان تعريفى كه در اعلام شخصيه مانند زيد، موجود است.