إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٢ - اقسام تعلق نهى به عبادت
و ان كان النهي عنه على نحو الحقيقة و الوصف بحاله و ان كان بواسطة أحدها الا أنه من قبيل الواسطة في الثّبوت لا العروض كان حاله حال النّهى في القسم الاول، فلا تغفل [١](١).
تذكّر: قسم ششم از قبيل تعلّق نهى به «نفس» جزء يا شرط يا وصف عبادت است كه احكام هريك از آنها را به نحو مشروح بيان كرديم.
(١)- ٧ گاهى نهى به نفس عبادت متعلّق مىشود و حقيقتا مجموع عبادت، منهى عنه است امّا علّت آورنده نهى و آن چيزى كه واسطه شده نهى به عبادت متعلّق شود، جزء يا شرط يا وصف عبادت است كه جزء يا شرط يا وصف، عنوان واسطه در ثبوت دارد.
سؤال: فرق قسم ششم با قسم هفتم چيست؟
جواب: كأنّ در قسم ششم، واسطه، واسطه در عروض [٢] است و در قسم هفتم واسطه در ثبوت [٣].
[١]و الامثلة واضحة كالنهى عن الصلاة بلا ركوع او بلا طهارة او بلا وصف الاتصال. ر. ك: شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى ١/ ٢٦١.
[٢]اصطلاحا واسطه در عروض، آن است كه عرض حقيقتا مربوط به نفس واسطه هست امّا به معروض ديگرى كه نسبت مىدهيم به صورت عرض، مجاز و مسامحه هست امّا حقيقتا- همان حقيقتى كه در علم بيان خواندهايم- مربوط به واسطه است. مثال: شما در مورد فردى كه در كشتى نشسته چنين تعبير مىكنيد «جالس السفينة متحرك» امّا واقعيت امر، اين است كه نسبت مذكور، مجاز است و او حركتى ندارد بلكه واقعا كشتى متحرك است لذا بالعرض و المجاز چنان تعبيرى مىشود.
[٣]واسطه در ثبوت، اين است كه: واسطه، سبب مىشود كه عرض حقيقتا عارض معروض شود.
«يك مثال عرفى»: فرضا دو نفر با يكديگر اختلاف دارند، شخص ثالثى بين آن دو آشتى و ارتباط برقرار مىكند، ارتباط مذكور، مربوط به آن دو نفر است امّا شخص ثالث، واسطه شده كه بين آنها تصالح برقرار شود. «مثال فقهى»: آب كر چنانچه يكى از اوصاف سهگانهاش- رنگ، بو و طعم-