درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
مثل اینکه از حرفش برمیگردد و میگوید : . . . ٧ - شرط دیگر این است که فصل نمیتواند امر عدمی باشد بلکه همیشه امر وجودی است . مثلا در مورد حیوان میگوئیم یا ناطق است یا غیر ناطق . حال آیا " غیر ناطق " میتواند فصل باشد ؟ نه . فصل به وجودی بودن اولی است . پس " ناطق " که امر وجودی است میتواند فصل باشد ولی " غیر ناطق " که امر عدمی است نمیتواند فصل باشد . تناهی اجناس و فصول : آیا اجناس و فصول متناهی است یا نامتناهی ؟ مثلا جنسی داریم که جنس دارد و آن جنس نیز جنس دارد و . . . آیا این سلسله متناهی است یا نه ؟ میگویند متناهی است . همین مسأله برای فصول مطرح است . در مورد فصول هم میگویند متناهی است . دلیل و برهانی که در مورد تناهی اجناس و فصول میآورند این است که چون جنس و فصل از ماده و صورت انتزاع میشود و در جای خود ثابت شده است که مواد و صور متناهیاند لذا اجناس و فصول هم متناهیاند . گفتیم که فصل انقسامی است در فعلیت شیء ( یعنی در صورت شیء ) نه در ماده شیء اکنون به توضیح بیشتر درباره این مطلب میپردازیم : جریان یک امر را در طبیعت سه گونه میتوانیم توجیه و تبیین کنیم . مثلا انسان را در نظر بگیرید . از اول که به صورت نطفه بوده تا هنگامی که به صورت تام و تمام درآمده ، صدها حالت عارض آن شده است . یک سلسله از این حالات جوهری است یعنی ملاک و منشأ اینها جوهر انسان است مثل احساس ، ادراک ، نمو ، تناسل ، همه اینها بازگشتش به صورت نوعیه اوست ولی هزاران عوارض دیگر مانند بلندی ، کوتاهی ، سفیدی ، سیاهی ، . . . دیده میشود . اکنون منشأ این حالات چیست ؟ در اینجا سه فرضیه وجود دارد : ١ - یک فرضیه اینکه منشأ همه اینها علل خارجی است . یعنی حتی اگر