درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
در یک چیز اشتراک دارند . در این مورد میگویند که اگر اشتراک در کیف باشد میشود مشابهت ، و اگر در کم باشد میشود مساوات ، و اگر در اضافه باشد میشود مناسبت ، و اگر در جنس باشد میشود مجانست ، و اگر در نوع باشد میشود واحد بالنوع . واحد بالنوع غیر از واحد نوعی است ، واحد نوعی یعنی نوع واحد . مثلا خود انسان را میگوئیم واحد نوعی ، انسان واحد است و نوع است . واحد نوعی داخل در واحد حقیقی است . یک وقت میگوئیم زید و عمرو واحدند در انسانیت ، یعنی وحدت را به زید و عمرو نسبت میدهیم ، در این صورت وحدت مجازی میشود . وحدت بالجنس یا مجانست هم چنین است ، مثلا انسان و فرس در حیوانیت واحدند ، وحدت را به انسان و فرس نسبت میدهیم . پس واحد نوعی و واحد جنسی یعنی نوع واحد و جنس واحد . اما واحد بالنوع و واحد بالجنس یعنی دو فردی که در یک نوع اشتراک دارند یا دو فرد یا دو نوعی که در یک جنس مشترکند . اینها نباید با همدیگر اشتباه شود . این موارد در منظومه آمده و قبلا بحثش را کردهایم .
تقابل
از اینجا شیخ وارد بحث مفید دیگری میشود که بحث تقابل است . در منطق بیان کردهاند که دو چیزی که اجتماعشان با یکدیگر محال است متقابلین نامیده میشوند . پس شیخ از بحث وحدت خارج میشوند و وارد بحث کثرت میشوند و میگویند از احکام کثرت غیریت و آخریت یعنی دیگر بودن است . بعد میگویند این اموری که کثیر هستند یا قابل اجتماعند و یا قابل اجتماع نیستند . و از اینجا وارد تقابل میگردد . در منطق گفتهاند که تقابل چهار قسم است : تقابل تضاد ، تقابل تناقض یعنی سلب و ایجاب ، تقابل عدم و ملکه و تقابل تضایف . باید توجه داشت که متضادین در اصطلاح حکما اولا با متناقضین اشتباه نشود و ثانیا آن دو متضادی که اجتماعشان محال است از معانی دیگر مشخص گردد . از اینجا شیخ وارد مطلب مفیدی میشوند و میگویند اگر دو چیز در جنس اعلا اختلاف داشته باشند