درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
درستی است . این تتمه مطلبی بود که لازم بود عرض کنم .
شیخ در اینجا عبارتش این است : " یشبه ان یکون قد استوفینا الکلام
بحسب غرضنا هذا فی الامور التی تختص بالهویه من حیث هی هویه او تلحقها
. . . " . اینجا بحث هوهویت است ، قبلا هم در مباحث واحد در اوائل
کتاب داشتیم که هوهویت از اقسام واحد است . آدم خیال میکند که این
عبارت اینجور باید باشد : " یشبه ان یکون قد استوفینا الکلام بحسب
غرضنا هذا فی الامور التی تختص بالهوهویه من حیث هوهویه " ، نه بالهویه
من حیث هی هویه . اگر عبارت چنین باشد دو اشکال پیش میآید : اول اینکه
در نسخهها بالهویه آمده نه بالهوهویه و نه به صورت دیگر . دوم اینکه
عبارت با بعدش چندان هماهنگ نیست . اینجا مقصود همان هویه است ،
چنانکه بعضی از محشین گفتهاند و درست هم گفتهاند و برای این مطلب قرینه
هم داریم . مقصود از هویه در اینجا وجود است . آنطور که ما تحقیق
کردهایم قدمای فلاسفه اسلامی مثل کندی و فارابی و شاید تا زمان بو علی بجا
ی کلمه موجود و وجود بیشتر هویت را بکار میبردهاند ، و اینجا شیخ بنابر
همان اصطلاح ما قبل بحث کرده است . پس اینجا که میگوید : " فی الامور
التی تختص بالهویه من حیث هوهویه " یعنی " فی الامور التی تختص
بالوجود من حیث هو وجود " . غرض شیخ اینست که بگوید ما در فصول اول
کتاب این مطلب را ذکر کردهایم که چه چیزهائی از احکام وجود من حیث هو
وجود است ، و اینجا هم ثابت کردیم که وحدت و واحد از احکام موجود بما
هو موجودند ، پس اقسام واحد و احکام واحد همه به احکام موجود بر میگردد
. این مقدمه را ذکر میکند تا کسی خیال نکند که این بحث مربوط به فلسفه
اولی نیست . اینها چون از احکام موجود بما هو موجودند مربوط به فلسفه
اولی است .
ادامه بحث تساوق وجود و وحدت
بعد شیخ این مطلب را ذکر میکند که " الوجود و الوحده متساوقان " [١] . در١ - در متن " شفا " چنین است : ثم الواحد والموجود قد یتساویان فی الحمل علی الاشیاء .