درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧
بسیاری از فلسفهها مشکوک است . همینطور علت مادی و علت صوری نیز به آن شکلی که ارسطو گفته است مورد بحث و مناقشه است . ما صورت و ماده ارسطوئی را مثال به صنعت بشر زدیم ولی صورت و ماده ارسطو بحث دقیقتری است . در مصنوعات بشری " صورت " همان " شکل " است . بشر بیش از آنکه رابطهای در اجزاء ماده ایجاد کند کاری انجام نمیدهد . اما " صورت " در طبیعت برتر و بالاتر از " شکل " است . آیا آنچه که در طبیعت رخ میدهد همان صورت و شکل است که در مصنوعات بشری بچشم میخورد ؟ اغلب فلسفههای امروزی به همین قول معتقدند ، اما فلاسفه اسلامی معتقدند که نه ، صورت یک واقعیت دیگری است که این شکل و سازمان جدید در واقع معلول آن واقعیت ، اثر آن واقعیت و مظهر آن واقعیت است . ماده ارسطوئی نیز با مادهای که امروزیها میگویند فرق دارد . ماده ارسطوئی یا " هیولی " غیر محسوس است و از هر پوشش و صورتی بدور است .
فاعل در اصطلاح فیلسوف اولائی یا الهی الهی گفتیم به مناسبت انتساب به الهیات به معنای فلسفه اولی ، نه به معنای اعتقاد به خدا با فاعل در اصطلاح طبیعیون فرق دارد . فاعل در اصطلاح علوم طبیعی به معنای مبدأ حرکت است اما در اصطلاح فلسفه اولی به معنی معطی وجود است که اعم است از اصطلاح اول یعنی ممکن است اعطاء وجود باشد ولی پای حرکت در میان نباشد . مثلا اگر گلولهای را به حرکت درآوریم ما فاعل آن هستیم و ما را علت حرکت میگویند . اساسا طبیعیون غیر از باب حرکت علت دیگری نمیشنا سند چون چیز دیگری در میان نیست . اما در الهیات و فلسفه اولی ، محرک یکی از اقسام علل است و تازه علت حرکت است نه علت متحرک .