درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
که اینها قانون جبر در طبیعت را مطرح کردند و گفتند که حرکت احتیاج به عامل ندارد تغییر حرکت است که احتیاج به عامل دارد ، این اساسا بر مبنای آن فکر ارسطوئی است که میگوید : هر حرکتی نیازمند به یک عامل است . مقصود از عامل ، عامل خارجی است . ولی این تجربیات جدید ثابت کرد جسم بدون اینکه عامل خارجی هم داشته باشد به حرکت خود ادامه میدهد . قسری هم که اینها میگویند بدون عامل مطلق نیست بلکه بدون عامل خارجی است . این عین همان حرفی است که بوعلی و مانند او میگویند منتها بوعلی میگوید وقتی ما سنگ را میزنیم و او بالا میرود ، بدون عامل خارجی حرکت میکند ولی اینها میگویند بدون عامل مطلق است . بوعلی میگوید : این ضربه سبب میشود که یک عامل درونی در خودش پیدا شود ، بدون عامل محال است . یا به قول ملاصدرا طبیعت خودش تغییر میکند . آنچیزی که او را میبرد طبیعت خودش است ، نه اینکه بدون عامل باشد . این در مورد حرکت طبعی و قسری که بحث مهمی است . ولی در مورد حرکت قسری که بر خلاف طبیعت است این مسئله مطرح است که آیا قسر دوام دارد یا دوام ندارد . اگر دوام ندارد ، به مانع بر بخورد دوام ندارد یا در هر صورت چه به مانع بخورد و چه نخورد دوام ندارد . یک مطلب دیگری که به اینجا مربوط شود این است که هر حرکت قسری منتهی به یک حرکت طبعی میشود . یعنی اصل در طبیعت حرکت طبعی است و حرکت قسری در طبیعت عارضی است . هر جا که قسر هست طبیعت هم هست . یعنی هر جا که ما میگوئیم طبیعت درش میل موقتی پیدا میشود مثلا رو به بالا ، در همینجا یک میل ذاتی و طبیعی رو به پائین هست . ما نداریم جائی که قسر باشد و طبیعت وجود نداشته باشد . حالا بوعلی میگوید اگر ذیمقراطیس مثلا بخواهد بگوید که یک سلسله حرکات قسری در عالم منشأ