درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
در حالت اول یا ١ - این است که برای پیدایش شیء دیگر نیازی به هیچ گونه تغییری در این شیء ، از زیادت و نقصان جوهری یا عرضی و حتی حرکتی نباشد که در این مورد ماده را " موضوع " نیز میگویند مثل استعدادی که در کاغذ برای نوشتن بر روی آن وجود دارد = فتاره یکون کما للوح الی الکتابه ٢ - یا آنکه علت مادی برای پیدایش و ایجاد احتیاج به چیزی دارد که آن ، یا زیادت است یا نقصان . مثلا کودک استعداد دارد که مرد شود = و تاره یکون کما . . . وللصبی الی الرجل . روی مبنای شیخ ، کودک همان مرد و مرد همان کودک است و تفاوت آنها فقط در حجم و کمیت است ( که این سخن البته مبنی بر این عقیده شیخ است که نفس از کودکی تا بزرگی یکسان است ) . ٣ - وجه دیگر آن است که باید چیزی از شیء کم شود که خود چندین وجه دارد : الف مانند هنگامی که مثلا سیب سبز بخواهد سرخ شود . این سیب مستعد است برای سرخ شدن ولی باید سبزی از آن زائل شود ( نقصان و تغییر عرض ) = تاره یکون مثل ماللاسود الی الابیض . ب یک وقت زوال جوهری است . مثلا وقتی بخواهیم چوب را صندلی بسازیم باید از همان جوهر چوب بتراشیم . ج گاهی باید صورت از بین برود مثل آب که بخواهد هوا شود = و تاره یکون کما للماء الی الهواء . د گاهی چندین صورت باید عوض شود . . . = و تاره یکون کما للمنی الی الحیوان ، فانه یحتاج . . . در حالت دوم ( که احتیاج به ضمیمه است ) باز دو حالت وجود دارد : ١ - حالتی که تغییر کیفی لازم است مثل ترکیب چند ماده شیمیائی که شیء دیگری را بوجود میآورد . ٢ - حالتی که فقط " ائتلاف " است یعنی مخلوط بودن . مسأله : در رابطه با علت صوری و علت مادی ، در اینجا مسألهای مطرح میشود مربوط به منطق صوری و آن مسأله قیاس است . ما در قیاس دو مقدمه داریم و یک نتیجه ( صغری کبری نتیجه ) مثلا : زید اهل شیراز است - صغری . شیرازیها مردمی خون گرمند - کبری . پس زید آدم خون گرمی است - نتیجه .