درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
میبیند ، گوش میشنود ، . . . تمام کارهائی که انسان انجام میدهد منشأش نفس است اما نفس بواسطه قواهای مختلف کارهای مختلف انجام میدهد . اگر مثلا قوه ابصار از چشم گرفته شود دیگر نفس قادر به دیدن نیست . در فاعلهای صناعی ، فاعل از خارج عمل میکند ، آن قوهای که منشأ این فعل است در خود این ماده وجود ندارد . هیچ فاعل صناعی هم نمیتواند کاری را بدون استفاده از آلات و ابزار انجام دهد . این احتیاج به آلات ، بعلت نقص فاعل است . ٢ - اما فاعل کامل بذاته ابداع میکند فعل خودش را ، مثل ذات پروردگار که از هیچ آلتی استفاده نمیکند ، تازه هر آلتی فعل و مخلوق اوست ، کما اینکه نفس انسان هم همینطور است که اگر به مرحلهای از کمال برسد میتواند از آلات یا لااقل قسمتی از آنها ، استقلال و بی نیازی پیدا کند . خواب دیدن مثال خوبی است برای تبیین مفهوم فاعل کامل . خواب دیدن چگونه است ؟ آیا نمیبیند و خیال میکند که میبیند یا میبیند ولی شیء در مقابل چشم او نیست ؟ . . . جواب این است که در حال خواب عین آنچه که در بیداری حاصل میشود ( وجود صورت نفسانی مرئی در نفس ) حاصل میشود بدون آنکه احتیاجی به وجود خارجی مرئی در نزد چشم باشد . مرتبه عالیتر این است که نفس چیزی را از درون ببیند و در خارج هم همان را ایجاد کند . ما گفتیم که قد یکون الفاعل والصوره والغایه واحدا . . . شیخ میگوید یشبه أن تکون الامور الطبیعیه صورها عندالعلل . . . یعنی اینکه صورت فعل و غایت فعل در فاعلهای طبیعی در فاعلی اعلی وجود دارد و یا به صورت تسخیر در خود طبیعت وجود دارد . اگر انسان یک فعل صناعی ایجاد میکند درست است که بگوئیم " صورت " به شکل غایت در انسان وجود دارد ، اما در مورد یک گیاه که مثلا رشد میکند چطور ؟ شیخ میگوید فاعل بالاتری هست که عقل فعال نامیده میشود و مثلا غایت رشد این گیاه در آن عقل فعال وجود دارد یا اینکه بطور تسخیر در خود گیاه است . شرح این مطلب در فصل بعد میآید .