درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
معلولیت را انکار کند . بلکه یک مطلب هست که از ناخن زدنهای متکلمین است که ما مکرر گفتهایم که ناخنهائی که متکلمین به فلاسفه و سخنان ایشان زدهاند بسیار بسیار مفید واقع شده یعنی مباحث را پیش برده اگر چه حرف خودشان هم حرف صحیحی نبوده ولی سبب حرفهای خوب فلاسفه شدهاند . مطلب اینستکه ممکن است کسی بگوید : ادل دلیل بر امکان شیء وقوع شیء است . این حرفی است که امروزیها هم دارند میگویند . میگویند ما مشاهده میکنیم که در جاهائی بدون اینکه علت تامه وجود داشته باشد معلول وجود پیدا میکند . بدون اینکه مرجحی وجود داشته باشد یک طرف وجود پیدا میکند . منتهی متکلمین که مثال میزدند امور عادی زندگی را مثال میزدند و اینها مثال تجربی خیلی دقیق علمی میزنند . ولی در هر حال هر دو متکی بر مشاهدهاند . آنها میگفتند در موارد بسیاری برای انسان بعنوان یک فاعل مختار اتفاق میافتد که در انتخاب دو فعل در شرایط متساوی قرار میگیرد مثل یک آدم گرسنهای که به یک نان احتیاج دارد و دو نان در مقابل او میگذارند و او باید یکی از آندو را انتخاب کند . آیا او میگوید اگر یکی از اینها را انتخاب کنم ترجیح بلامرجح لازم میشود و میایستد و در انتخاب یکی از آنها همچنان مردد میماند ؟ یا در " طریقی الهارب " ، آیا یک آدمی که دزد دنبالش کرده یا درنده دنبالش کرده و او دارد بسرعت میدو د و یک دفعه بر سر دو راهی میرسد ، دو راهی که از نظر رسیدن به مقصد و پناهگاه هیچکدام برای او فرقی نمیکند ، حالا سر دو راهی میایستد که ترجیح بلامرجح لازم است ؟ نه بالاخره انسان یکی از دو راه را انتخاب میکند و بیک طرف میچرخد بدون اینکه ضرورتی باشد میان این