درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
آن مصادمات و عوامل خارجی نمیتوانند فصل باشد .
و اما البحث الثانی [١] : با اینکه هر یک از جنس و فصل با یکدیگر
مغایرند و هر دو با عوارض مغایرت کامل دارند پس " تأحید " آنها از
کجاست ؟ با وجود مغایرت چگونه تأحید یافتهاند بطوریکه بر یکدیگر حمل
میشوند ؟
ما معانی متعدده را بر یک شخص و یک شیء حمل میکنیم ، حیوان را بر آن
حمل میکنیم ، ناطق را هم حمل میکنیم ، ابیض را هم حمل میکنیم ، آب ،
طویل ، . . . را هم حمل میکنیم . چگونه است که امور کثیره میتواند بر
شیء واحد حمل گردد ؟
شیخ در اینجا مطلبی میگوید که درست است اما تمام مطلب نیست .
میگوید اگر به مجموعهای از جواهر و اعراض مثلا " جسم " اطلاق میکنیم
برای این است که میخواهیم بگوئیم که آن مجموعه جواهر و اعراض بتمامه
جسم است . میگوید در اینجا مسأله اعتبار مهم است . یک وقت جسم را
بشرط لا اعتبار میکنیم که در این صورت و به این اعتبار ، ماده است . یک
اعتبار دیگر اعتبار جنسیت است که اعتبار جسم است بطور لا بشرط که به
این اعتبار ، شیء با همان صورت و اعراض ، جسم است .
میدانیم که بین ماهیات مثلا بین ماهیت فرس و ماهیت انسان ، "
بینونت بالعزله " وجود دارد . بین ماهیت جنس و فصل نیز همینطور
بینونت وجود دارد و بطریق اولی بین جنس و فصل و اعراض بینونت وجود
دارد . اکنون عمده اشکال این است که چگونه مصداق معانی متباین متعدد ،
یک شیء واحد است . این اشکال از یک جهت مانند اشکالی است که در مورد
صفات واجب تعالی وارد میشود . ما خداوند را قادر ، حی ، مرید ، عالم ،
. . . میگوئیم . مفهوم علم
[١] ظاهرا مطلب اول که مربوط به غیر فصول یا عوارض است مورد بحث قرار نگرفته است .