درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
عام . ملاک و معیارهای ما در تشخیص فصل از غیر فصل عبارتند از : ١ - آن چیزی که وارد بر جنس میشود باید مقسم باشد بطوریکه جنس ، حاصر ( در بر گیرنده و شامل ) باشد . مقصود از حصر این است که جنس ، حاصر و شامل آن معنی باشد . معنی مورد نظر جنس مثلا حیوان ، حاصر ابیض نیست ( زیرا ابیض ممکن است در غیر حیوان باشد ) ، پس ابیض محصور در حیوان نیست و مقسم آن نیست . پس ابیض نمیتواند فصل حیوان باشد . ٢ - آن معنیای که وارد بر جنس میشود باید لازم باشد ، طوری باشد که هیچوقت از جنس جدا نگردد . مثلا جسم تقسیم میشود به متحرک و غیر متحرک ، اما این تحرک لازم نیست ، زیرا ممکن است جسم گاهی متحرک باشد و گاهی غیر متحرک . اگر جنس خودش متحصل بود یعنی مستقلا بدون فصل وجود داشت آن وقت اشکالی نداشت که فصلی بیاید و آنگاه برود و فصل دیگری بجایش بیاید . پس فصل باید لازم جنس باشد . جنس هم محال است که از فصل جدا شود . بحث در این باره بود که چه راهی برای شناختن فصول از غیر فصول وجود دارد ؟ و نسبت فصل به جنس چگونه است ، نسبت منوع است یا نسبت مقسم است ؟ گفتیم که فصل طوری است که هنگامی که به جنس ضمیمه شد یک ذات و یک ماهیت بوجود میآید . و باز قبلا گفتیم که جنس و فصل که دو جزء یک ماهیتاند ، دو جزء در عرض یکدیگر نیستند . محال است که دو ماهیت در عرض هم داشته باشیم که هر دو تحصلشان نسبت به هم علی السویه باشد و آن وقت این دو ماهیت ، ماهیت سومی را تشکیل دهند . اگر دو ماهیت جزء یک