درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢
میکنند . یعنی کارهائی را انجام میدهند که این کارها احتیاج به تعلیمات خیلی زیادی دارد . راجع به اینکه اصلا ریشه این حالت غریزی چیست نظرات مختلفی ابراز شده است . بعضی خواستهاند آنرا از راه وراثت توجیه کنند ولی قابل توجیه نیست چون این اشکال پیش میآید که اولین مرغهائی که چنین حالتی را داشتند از کجا بوده است . بعضی خواستند از راه تعلیم و تعلم توجیه کنند که شاید با یک زبانی به یکدیگر میآ موزند . اینهم قابل قبول نیست ، زیرا دیده شده حیواناتی هم اینکارها را میکنند که اصلا نسل گذشته خود را هرگز نمیبینند . این است که عدهای مثل شیخ معتقد به همان چیزی هستند که ما به آن " هدایت " یا " الهام " میگوئیم . حیواناتی هستند که برای خودشان با یک اصولی لانه میسازند که آگاهی به این اصول در آنها هیچ قابل توجیه نیست ، که به چه صورت و از کجا اینها میدانند که این لانه را به این شکل و به این ترتیب باید ساخت . مثلا پرستو که برای ساختن لانه خودش گل میآورد و با آب دهان خودش آنرا به یک شکل خاصی میسازد و همه پرستوها یکجور لانه میسازند . یا بعضی از حیوانات که برای خودشان لانه میبافند با شکل و صورت خاصی ، یا طرز شکار کردن حیوانات شکار کننده به تعبیر شیخ : " تعقیر " . حیوانات معقره ، اینها سبک شکار کردن را با یک نوع اصول علمی انجام میدهند بدون اینکه اینها را قبلا تعلیم کرده باشند . شیخ میخواهد بگوید اینها همه دلیل بر این است که طبیعت در جستجوی غایت خودش است ، به سوی غایت خود میرود و این الهامات که به حیوانات داده شده کمکی است برای طبیعت ، برای اینکه طبیعت به غایت خودش برسد . و این غرائز به هیچ نحو دیگری و به هیچ شکل دیگری قابل توجیه نیست .
تفاوت طبیعت با صنعت
مطلب دیگری که شیخ بعنوان مؤید غایت داشتن طبیعت ذکر میکند این است که طبیعت یک امر ماشینی و صنعتی نیست . بدین توضیح که ما اگر این ماشینها را در نظر بگیریم ، از ماشینهای کوچک مانند ساعت تا ماشینهائی از