درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤
اینکه یک وحدت واقعی در کار باشد اصلا معنی ندارد . و لهذا مکرر گفتهایم که نه تنها ترکیب ماده و صورت ترکیب اتحادی است نه انضمامی ، حتی ترکیب موضوع و عرض هم ترکیبی است به نوعی اتحاد . البته اتحاد اینجا با اتحاد آنجا فرق دارد . فرقشان اینست که ترکیب ماده و صورت در یک مقام و این در مقام دیگری است . در عین حال در ترکیب موضوع و عرض یک نوع وحدت هست . یعنی وقتی که جسم سفید میشود معنایش اینست که جسم مانند یک ماده صورت سفیدی را میپذیرد ، این او شده است ، سفید شده است . و نمیتواند که در آن واحد خودش دو تا باشد ، یک عرض دیگر هم که غیر از این است و به منزله صورت دیگری است ، اگر آنهم بخواهد در حیثیت واحد عارض بر همان ماده شود محال است . زیرا اگر دو عرض در جنس با یکدیگر متحد نباشند میتوانند در شیء واحد جمع شوند . یک شیء هم میتواند سفید باشد و هم شیرین . شیرینی و سفیدی چون از دو جنس هستند با یکدیگر تضاد ندارند . و نیز جسم میتواند هم شیرین باشد و هم کروی یا هم شیرین باشد و هم مکعب . اینها به چه علت است ؟ علتش اینست که وقتی جنس شد حیثیت در واقع مختلف میشود ، و مثل اینست که ماده مختلف میشود . این یعنی چه ؟ یعنی اینکه این جسم از آن حیث که شیرین میشود غیر این جسم است از آن حیث که سفید میشود ، یعنی آن استعدادش برای سفیدی غیر از استعدادش برای شیرینی است . پس آن مادهای که متحد میشود با شیرینی غیر از مادهای است که با سفیدی متحد میشود ، آن حیثیتی که بخواهد سفید شود غیر از همان حیثیتی است که بخواهد شیرین شود . به همین جهت میگوئیم آنجا که تضاد برقرار است در جنس با یکدیگر شریکند یعنی در واقع در ماده شریکند ولی اینجا در جنس شریک نیستند . این بحثی است که اینها در باب اجتماع ضدین آوردهاند ، آن ضدینی که اصطلاحا از متقابلین میشمارند . پس روح مطلب در مورد این ضدین که اجتماعشان را محال دانستهاند بر میگردد به اینکه ماده واحد از حیثیت واحد نمیتواند دو صورت مختلف را بپذیرد . حتی در باب اعراض هم بازگشت مطلب در آخر به همین است که ماده واحد از حیثیت واحد دو صورت مختلف را