درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨
طبیعیات هم غیرمتناهی باشد . چون این مفارقات مظهری هم در طبیعت دارند . با این بیان شما باید انواع را هم در طبیعت غیرمتناهی بدانید ، که این را شما نمیتو انید بگوئید . چون طبیعت متناهی است ، پس مجردات هم متناهیاند ، چون آنها دلیل طبیعتاند ، نه طبیعت دلیل آنها . طبیعت فقط میتواند دلیل باشد بر متناهی بودن آنها ، نه علت باشد برای متناهی بودن آنها . پس اگر شما آن مفارقاتی را که از این اعداد تشکیل شدهاند ، متناهی بدانید یک نوع ترجیح بلامرجح قائل شدهاید ، و اگر غیرمتناهی بدانید لازم میآید که انواع عالم را نه افراد را نیز غیرمتناهی بدانید . این حرف شیخ ممکن است بر اساس طبیعیات امروز ایرادی داشته باشد . بر این اساس طبیعیات قدیم مسلم بود که ابعاد عالم غیر متناهی است و همه انواع در مادون فلک قمر واقع شدهاند ، در نتیجه شک نداشتند که انواع طبیعت متناهی است . مثلا اگر هزار نوع معدن یا یک میلیون نوع معدن هم داشته باشیم بالاخره متناهی است . آنها انواع را محدود به همین زمین میدانستند ، غیر از زمین چیزی نبود که انواع داشته باشد . زمین هم بالاخره محدود است . انواع گیاهان متناهی بود ، انواع حیوانات متناهی بود ، و همه انواع دیگر . حالا ممکن است کسی بگوید این بر اساس طبیعیات قدیم بود که طبیعت را منحصر در همین زمین میدانستند ، ولی اکنون معلوم شده که طبیعت دامنهاش گسترده است و بلکه شاید عالم طبیعت نامتناهی باشد . وقتی عالم طبیعت ابعادش غیر متناهی باشد این احتمال هم هست که انواع هم غیر متناهی باشد ، بنابراین بر اساس این احتمال اشکال وارد نیست .
[ فرض تکرار وحدت در همه اعداد ]
آنگاه شیخ وارد مطلب دیگری از آنها میشود . آنها وحدت را عدد اول و دو تائی را عدد دوم و سهتائی را عدد سوم میدانستند ، به این معنا که قبول کردهاند که دو تائی یعنی وحدتی و وحدتی ، سه تائی هم یعنی وحدتی و وحدتی و وحدتی . از طرف دیگر هر کدام از این اعداد را نوع جداگانه میدانند و هر نوعی از