درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣
میشود و یک دو تائی دیگر بجای آن میآید . دو تائی به ضمیمه یک واحد دیگر میشود سه تائی ، نه اینکه آن دو تائی معدوم شود و یک دو تائی از نوع دیگر در اینجا بوجود بیاید . [ اختلاف ایندو دو تائی در یک امر عارضی است ] و آن این است که یک وحدتی با ثنائی در ثلاثی مقارن میشود . اگر شیئی مقارن شیء دیگر شد ذات آن مقارن را باطل نمیکند . اگر باطل کند اصلا آن مقارنت نیست . اگر بگوئیم وقتی که این وحدت سوم میآید آن دو تائی را از بین میبرد ، معنایش اینست که آن دو وحدت را از بین میبرد و معدوم میکند ، و حال آنکه یقین داریم که آن دو وحدت معدوم نشده است . اگر وقتی دو گردو داریم و گردوی سومی اضافه شود ، آیا این گردوی سوم آن دو گردوی اول را که یک گردو و یک گردو بود از بین میبرد ؟ آن دو وحدت را از بین میبرد ؟ نه ، آن دو وحدت از بین نرفته ، فقط یک وحدت دیگر اضافه شده است . تازه اگر این وحدت سوم ثنائیه را از بین ببرد و فاسد کند ، پس ثنائیهای که وحدت به آن ضمیمه شده تا با وحدت شما ثلاثیه شود ، همان ثنائیه نیست ، پس چرا میگوئید ثنائیهای در ثلاثیه است ؟ همینقدر که قائل شدید ثنائیهای در ثلاثیه هست معنایش اینست که همان وحدتها هستند و یک وحدت دیگر هم به آنها ضمیمه شده . " بل الثنائیه بمقارنه الوحده ایاها لا تصیر مباینه فی الذات للثنائیه بوجودها " ، یعنی مع وجودها ، " غیر مقارنه للوحده " . ثنائی با وحدت با ثنائی بدون وحدت دو چیز نیست . " فان الوحده لا تتغیر بالمقارنه حالا " . میشود که فعل " لا یغیر " باشد ، چون " حالا " دارد . البته میشود " حالا " را [ از نظر نحوی ] حال بگیریم . اگر بگوئیم " لا یغیر بالمقارنه حالا " معنایش این میشود که به سبب مقارنت حالی را عوض نمیکند . اگر بگوئیم " لا تتغیر بالمقارنه حالا " یعنی حالش عوض نمیشود ، و " حال " تمیز میشود
" لا تتغیر من حیث حالا " . " و بالجمله اذا کانت الوحدات متشاکله والترکیب واحدا کانت الطبیعتان متفقین ، الا أن یعرض شیء یغیر ویفسد ، ولا یجوز أن لا تکون الوحدات متشاکله ، فان العدد یحدث من وحدات متشاکله لا غیر " .