درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٩
" و قوم جعلوا المبادیء الزائد والناقص والمساوی ، وجعلوا المساوی مکان الهیولی ، اذ عنه الاستحاله الی الطرفین " . اینها خود عدد را مبدأ قرار ندادهاند ، بلکه آن چیزی را که صفت عدد است ، یعنی زائد و ناقص و مساوی بودن را مبدأ قرار دادهاند . هیولی آن امری است که ما میگوئیم بالقوه است و استعداد پذیرفتن صورت را دارد . شیء در حالت تساوی بدین معنا است که در حال اعتدال است و در حال اعتدال این امکان را دارد که مستحیل به یکی از طرفین شود . به همین دلیل مساوی را مکان هیولی قرار داده . " و قوم جعلوه مکان الصوره ، لانها المحصوره المحدوده ولا حد للزائد والناقص . " گروه دیگر مساوی را بمنزله صورت قرار دادهاند . زیرا زائد و ناقص حد ندارد ، هر چه بالا برود زائد است و هر چه هم پائین بیاید ناقص است . " ثم تشعبوا فی أمر ترکیب الکل من التعلیمیات ، فجعل بعضهم العدد مبدأ للمقدار ، فرکب الخط من وحدتین ، والسطح من أربع وحدات . وبعضهم جعل لکل واحد منهما حیزا علی حده ، وأکثرهم علی أن العدد هو المبدأ ، والوحده هی المبدأ الاول ، و أن الوحده والهویه متلازمتان أو مترادفتان ، وقد رتبوا العدد وانشاءه من الوحده علی وجوه ثلاثه " . شیخ میگوید در چگونگی ترکیب کل از تعلیمیات اینها چند دسته شدند به ترتیبی که شیخ در اینجا آورده ما در جای دیگر ندیدهایم ، البته این تا اندازهای به اختلاف نسخ و نقص آنها بر میگردد گروهی عدد را مبدأ مقدار قرار دادند ، که این را دیگران هم گفتهاند که رابطهای میان عدد و مقدار است . این در کلام شیخ نیست که بعضی گفتهاند وحدت مساوی نقطه هندسی است و اثنین مساوی با خط است . میگوید آن گروه معتقد شدند که خط از دو وحدت ترکیب یافته و سطح از چهار وحدت . در حالیکه ما در کلام شهرستانی خواندیم که سطح از سه و جسم از چهار وحدت ترکیب شده . شاید این نقل قول دیگری است .