درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠
وحدتی که از آن ثلاثیه بوجود میآید غیر از وحدتی است که به تنهائی وجود دارد و غیر از وحدتهائی است که در ثنائیه وجود دارند . رباعیه نیز همینجور است . سراغ خود ثنائیه میرویم . آن دو تائی که در سه تا وجود دارد غیر از دو تائی است که خودش عدد مستقلی است . و ثلاثیهای هم که عدد مستقلی است غیر از ثلاثیهای است که در رباعیه و خماسیه وجود دارد . این را همین طور باید ادامه دهیم تا اختلاطی پیش نیاید و ناچار نشویم که بگوئیم نوعی در نوع دیگر وجود دارد . شیخ میگوید این حرف اساسا معنی ندارد . شیخ میگوید از اینها باید بپرسیم آیا اینکه شما میگوئید وحدتی که خودش مستقل است با وحدتهائی که در ثنائیه وجود دارند غیر یکدیگرند ، مقصودتان اینست که لفظ اینها فقط وحدت است ؟ آیا فقط مشترک لفظی هستند ؟ آیا لفظ وحدت اول با وحدتهای موجود در ثنائیه یکی است و این وحدتها فقط در لفظ شرکت دارند ولی حقیقت آنها دو حقیقت است ؟ آیا مثل لفظ شیر است که هم به آن مایع سفیدی که از پستان حیوانات دوشیده میشود اطلاق میگردد و هم به یک حیوان درنده گفته میشود و هم به وسیله کنترل مایعات ؟ اگر چنین باشد که فقط در لفظ با یکدیگر شرکت دارند ، پس مسأله اینکه وحدت مبدأ اعداد است چه معنا پیدا میکند ؟ آیا معنایش اینست که اسم وحدت را روی مبادی همه اعداد میگذاریم با اینکه حقیقتشان مختلف است ؟ در این صورت نظریه این افراد با نظر کسانی که میگویند مثلا انسان از فلان شیء و فلان شیء تشکیل شده فرق نمیکند ، شما بگوئید اسم آن را ما وحدت میگذاریم ، خوب ، اسم است ، بگذارید . اما مسأله صرف اسم گذاری نیست . اسم گذاری شأن یک عالم و فیلسوف نیست که بیاید با اسم گذاری مکتبی و نظریهای را ارائه دهد . پس اگر واقعا بخواهید بگوئید که ثنائیه از وحدت به وجود آمده و در عین حال باز بخواهید بگوئید وحدتی که در ثنائیه هست غیر از وحدتی است که خود عدد مستقلی است ، جواب میدهیم که چنین چیزی غیر ممکن است و وحدت در ثنائیه نمیتواند غیر از این وحدت باشد . این وحدت حتما همان وحدت است ، فقط اعتبار آنها فرق میکند . اختلاف در اعتبار بشرط لا ولا بشرطی است . وحدت را وقتی بشرط لا اعتبار میکنیم ، یعنی اینکه همراه او چیز دیگر