درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
سقط ، معلول یک علت خارجی است و لهذا جای این سؤال است . بعد شیخ میگوید این مسئله غایت داشتن از مختصات نبات و حیوانات نیست در غیر نباتات و حیوانات نیز همینطور است . یعنی طبایع بیجان هم دارای غایت هستند و متوجه غایاتاند و بعد مثال میزند . همچنین است الهاماتی که در حیوانات است . به تعبیر شیخ : حیوانات سازنده یا بافنده یا ذخیره کننده . این مسئله غرائز حیوانات در کلمات شیخ مکرر آمده و در دو سه جای دیگر هم در " شفاء " هست و از مسائل معما گونه برای بشر میباشد . مقصود این است که در حیوانات البته با اختلاف و شدت و ضعف ، در انسان از همه کمتر و در حیوانات هر چه در مراتب پائینتر هستند این حالت غریزی بیشتر است و در حشرات بیشتر است حالتی در این حیوانات دیده میشود که چیزهائی که بر وفق مصالح حیات فرد یا حیات نوع است به نوعی از آگاهی که حقیقتش مجهول است آنرا انجام میدهند بدون اینکه بشود آن آگاهی را به نحوی تعلیل کرد . این حالت در همه حیوانات وجود دارد . مثلا اگر خروسی را در جائی بزرگ کنند و هیچ مرغ و خروس بزرگتر از خودش را ندیده باشد ، و صدای آنها را نشنیده باشد ، وقتی که بزرگ میشود عینا همان کارهائی را انجام میدهد که مرغها و خروسهای قبلی انجام میدادند . فرض کنید در موقع معینی همان طور که خروسهای دیگر اذان میگویند این خروس هم اذان میگوید . یا مثلا عمل جنسی را اینها هیچوقت بچشم ندیدهاند و کسی به آنها تعلیم نکرده است ولی وقتی بزرگ میشوند و به این حد از رشد میرسند عینا خروس وظائف خروسی خود را انجام میدهد و مرغ وظیفه مرغی خود را به طوری که گوئی اینها قبلا تعلیم دیده و آگاه هستند . یا مثلا اگر مرغ حالت کرچی پیدا کند همان وظائفی را که باید انجام دهد مثلا باید برود و روی تخمها بخوابد و آن تخم مرغها را چگونه گرم نگه دارد یا از این طرف به آن طرف کند ، آنها را به خوبی انجام میدهد . این چیزهائی است که اگر به یک انسان تعلیم ندهند آنها را نمیداند و نمیتواند انجام دهد ولی حیوانات اینها را انجام میدهند . در حشرات که این حالت خیلی بیشتر است و یا مثلا در ماهیها و پرندگان که داستانهای عجیبی از آنها نقل