درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨
اصطلاح زمان و دهر را روشن میکند . زیرا دهر در زبان فلاسفه بعد بجای زمان است برای مجردات و عالم عقول . زمان برای عالم جسمانیه است و دهر برای عالم عقول . برای خداوند هم قبل الدهر تعبیر میکنند ، او بر دهر و بر زمان هر دو تقدم دارد . " فالوحده التی هی قبل الدهر هی وحده الباری تعالی . والوحده التی هی مع الدهر هی وحده العقل الاول . والوحده التی هی بعد الدهر وقبل الزمان هی وحده النفس . والوحده التی هی مع الزمان هی وحده العناصر والمرکبات ". وحدت قبل الدهر وحدت خداوند است . وحدت مع الدهر وحدت عقل اول است . وحدت بعدالدهر و قبل الزمان وحدت نفس است . و وحدت مع الزمان وحدت عناصر و مرکبات است . این سخنان معلوم است که از فیثاغورث نیست ، چون طرح عقل اول و عقل دوم بعد از فیثاغورث بوده است . " وربما یقسم الوحده قسمه اخری ، فیقول : الوحده تنقسم الی وحده بالذات ، والی وحده بالعرض. فالوحده بالذات لیست الا للمبدع للکل الذی منه تصدر الوحدانیات فی العدد و المعدود. والوحده بالعرض تنقسم الی ما هو مبدأ العدد و لیس داخلا فی العدد ، و الی ما هو مبدأ للعدد و هو داخل فیه ، فالاول کالواحدیه للعقل الفعال، لانه لا یدخل فی العدد و المعدود " . در یک تقسیم دیگر وحدت را تقسیم میکند به وحدت بالذات که وحدت خداوند است ، و وحدت بالعرض که وحدت غیر خداوند است . وحدت بالعرض باز خود بر دو قسم است : یکی وحدتی که مبدأ عدد است و داخل در عدد نیست ، و وحدتی که مبدأ عدد است و آن داخل در عدد است . وحدتی که مبدأ عدد است و داخل در عدد نیست مثل وحدت عقل فعال . لابد منظورش از مبدئیت ، در اینجا ، مبدئیت صدوری است . میخواهد بگوید وحدتی که در مجردات است وحدت عددی نیست ، منشأ عدد است .