درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٤
علی الکل " . در اینجا شیخ فقط یک نظری را نقل کرده است . بعضی گفتهاند وحدت برای عدد از قبیل هیولی است و بعضی گفتهاند از قبیل صورت است . از آنجا که اینها میگفتند همه اعداد از وحدت درست شدهاند ، بعضی از آنها گفتهاند نسبت وحدت به سایر اعداد نسبت هیولی به صورت است . یعنی وحدت ماده همه اعداد است . این نظر اتفاقا میتواند تا اندازهای حرف درستی باشد . البته این اعداد امور ذهنی است ، یعنی فعلیتشان در ذهن است والا در خارج که اینها چیزی ندارند ، ماده هم که میگویند منظور در ذهن است . آنها میگفتند هر عددی مادهاش وحدت است و اختلاف آنها به صورتی است که آن صورت همان اعتباری است که ذهن به هر عددی میدهد . بعضی دیگر بر عکس نظر داده و گفتهاند وحدت صورت اعداد است . این نظر درست نمیشود مگر اینکه وحدت را از جنبه دیگری در نظر بگیریم : گفتیم که هر عددی هم فراهم شده از وحدت است و وحدت مقوم او است ، و هم معروض وحدت است . عدد اثنان را که در نظر بگیریم هم از وحدت فراهم شده ، چون وحدت و وحدت میشود ثنائیه ، و هم معروض وحدت است ، چون همین ثنائیه میتواند ثنائیه واحده باشد و هم ثنائیه ثنائیه ، یعنی هم میتواند یک دو تا باشد و هم دو دو تا . لذا میگویند وحدت هم مقوم اعداد است و هم عارض بر اعداد . لذا شیخ میگوید که این حرف میتواند تأویل و توجیهی داشته باشد ، و به همین جهت هم شیخ آن را رد نکرده است .
[ نقد دیگری بر نظر فیثاغوریین ]
آنگاه شیخ میگوید : عجب اینست که فیثاغوریین در باب اعداد آمدهاند از یک طرف گفتهاند که مقادیر از اعداد درست شده است ، یعنی نقطه همان وحدت است و خط دو وحدت است و سطح سه وحدت و جسم چهار وحدت ، و حال آنکه از طرف دیگر در باب انقسام مقادیر ، مثل خط ، خودشان قبول دارند که خط الی غیر النهایه قابل تجزیه است . یعنی هر خط قابل تجزیه به دو نصف است