درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
هم میگویند ، کما اینکه در خلقت عالم میگویند خلقت عالم بر اساس اتفاق بوده . فرض کنید مثلا شما یکنفر را میبینید که میخواهد چاه برای خانهاش بکند ، آنوقت منتهی به یک گنج میشود . میگوید چاه خانهام را میکندم اتفاقا به یک گنج رسیدم . دیگری چاه خانهاش را میکند میلغزد و میافتد و پایش میشکند بعد میرود بیمارستان مدتی بستری میشود . میگوید مشغول کندن چاه بودم ، اتفاقا پایم لغزید ، افتادم توی چاه پایم شکست . حالا این چگونه است ؟ آیا اینها واقعا اتفاق است ؟ یا اتفاق نیست ؟ در اینجا شیخ اقوال فرق مختلفی را که در این زمینه آرائی داشتهاند نقل میکند : از جمله بعضیها گفتهاند پیدایش عالم بر اساس اتفاق است . گفتهاند اصل عالم ذراتی بوده است ( نظریه ذیمقراطیس ) که در خلاء لایتناهی پراکنده بودهاند ، و اینها به طبع خودشان یک سلسله حرکات انجام میدادهاند حرکاتی که هیچ غایتی از اینگونه غایاتی که الان وجود دارد ، در آن حرکات وجود نداشته است . حرکاتی نامنظم ، اگر هم منظم بوده در دایره خودش منظم بوده است ، ولی اینگونه نبوده که حرکاتی تکراری باشد و هیچ چیز جدیدی در آن حادث نشود . چون ممکن است ما فرض کنیم در خلاء نامتناهی ذراتی هستند و هر ذرهای در نقطهای حرکت میکند بدون اینکه تماسی با ذره دیگری داشته باشد . این منجر به هیچ اتفاقی نمیشود . ولی فرض ما اینگونه نیست بعد اینگونه شد که ذرات در جائی جمع شدند و از جمع شدن اینها ترکیباتی پیدا شد ، و از ترکیب اینها مجموعا عالم پیدا شد . فرق نمیکند چه عالم جمادات ، چه عالم نباتات ، چه عالم حیوانات ، چه عالم انسان . همه اینها پیدایششان در اثر اتفاق بوده است . یعنی حرکات بلاغایتی به این غایت منجر شده که اینها غایت