درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١
بنابراین اگر ما از این چهار صورت بگذریم هیچ تمانعی برای موصوفات از جهت گرفتن اوصاف و احکام مختلف در عالم نیست . ما میآئیم و اشیاء را ، چنانکه دسته بندی کردهاند ، به مقولات دهگانه دسته بندی میکنیم ، یک مقوله جوهر و نه مقوله عرض . این مقولات با اینکه از یکدیگر جدا هستند ، یعنی از نظر ذاتیات هیچ وجه اشتراکی میانشان نیست ، ولی از نظر اجتماع در وجود هیچ ابائی ندارند . هیچ ابائی ندارد که در شیء واحد و از حیث واحد هم کمیت جمع شود و هم کیفیت ، هم اضافه هم فعل هم انفعال ، هم جده و هم همه اینها . تحت هر مقولهای صدها هزار ماهیت و ذات ممکن است گنجانده شده باشد ، هنوز همه انواع اشیاء را کسی پیدا نکرده که به همه ماهیات دست یابیم . ما انواع گیاهان را بدست نیاوردهایم ، اگر کشفشان درست باشد میگویند سیصد هزار نوع گیاه بدست آمده است . انواع حیوانات را کسی هنوز نمیداند چقدر است ، شاید صدها هزار نوع حیوان وجود داشته باشد ، یعنی صدها هزار ماهیت حیوانی . انواع جمادات و مرکبات را هم کسی نمیداند که چند تاست ، شاید صدها هزار انواع جمادی داشته باشیم ، یعنی صدها هزار ماهیت جمادی . و حتی هنوز کسی انواع بسائط را بطور دقیق احصاء نکرده که چقدر است . قدما خیال میکردند که انواع بسائط از چهار تا بیشتر نیست . یعنی میگفتند چهار ماهیت بسیط بیشتر نداریم . بعد معلوم شد که اینطور نیست . اولا آنها را که اینها بسیط میدانستند بسیط نیست و تازه بسیط هائی هم که بدست آمده تا حدود صد تای آن معلوم شده . کسی چه میداند شاید تا صد سال دیگر صدتای دیگر هم بدست آید . پس کسی نمیتواند ادعا کند که انواع ماهیتها را احصاء کرده است . حالا اگر صد میلیون ماهیت هم در عالم داشته باشیم به حسب استقراء داخل در همین ده مقولهاند . اجتماع این مقولات با یکدیگر ، مخصوصا اجتماع نه مقوله عرضی ، در محل واحد هیچ مانعی ندارد . حالا عدم و ملکه و ایجاب و سلب داخل در مقولات نیستند ولی اگر از نوع متضایفین یا متضادین باشند داخل در مقولات میباشند . متضادین یعنی دو ماهیتی که در جنس قریب شرکت دارند و در فصل قریب اختلاف دارند ، [ اینها محال است که با هم در محل واحد و در آن واحد جمع شوند ] . فلاسفه هم برهانی در