درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١
نباشد میشود عدد یک . وحدت را وقتی به ضمیمه وحدت دیگر ، یعنی بشرط
شیء اعتبار کنیم و بشرط لا از وحدت سوم ، میشود ثنائیه . و اگر بار دیگر
وحدت را بشرط شیء با وحدتی و وحدتی اعتبار کنیم و بشرط لا از وحدت دیگر
، میشود ثلاثیه . پس این حرف غلط است که بگوئیم وحدتی که در ثنائیه
است غیر از وحدتی است که واحد را تشکیل میدهد .
از همین جا شیخ وارد اشکالات دیگری در اطراف همین نظر غلط میشود و
میگوید : لازمه این بیان اینست که بگوئیم دروغ است که عدد ده از دو پنج
تا درست شده است . برای اینکه پنج تائی که در ده تائی است غیر از پنج
تائی است که خودش عدد مستقلی است . و اگر پانزده تا را در نظر بگیریم
، ده تای ضمن آن غیر از ده تائی است که خودش عدد مستقلی است و پنج
تائی ضمن آن غیر از پنج تائی است که عدد مستقلی است . شیخ ایرادهای
دیگری از همین قبیل را مطرح میکند .
[ شرح و توضیح متن ]
" و یلزم القائلین بالعدد العددی المرکبین منها صور الطبیعیات أن یعملوا أحد شیئین [١] : اما أن یجعلوا للعدد المفارق الموجود نهایه ، فیکون تناهیه عند حد من الحدود دون غیره من الاختراع الذی لا محصول له " .کسانی که در مقابل عدد تعلیمی و علی وجه التکرار قائل به " علی وجه العدد العددی " شدند و معتقدند که ترکیب عالم طبیعت و ماهیت آن جز عدد چیز دیگری نیست ، اینها مجبورند یکی از دو کار را بکنند : یا باید برای این اعداد که وجودهای مجرد و مثالی دارند تناهی قائل شوند ، که در این صورت حرف بدون دلیل و بدون منطق است . اگر هر حقیقتی و هر مفارقی تحقق یک عدد است دیگر دلیل ندارد که به یک عدد که برسد در همان جا متوقف شود و دیگر بالاتر نداشته
١ - " أن یعملوا أحد شیئین " ، یعنی مجبورند یکی از دو کار را بکنند . این تعبیر فارسی است که به زبان عربی گفته شده است . خود عرب هیچوقت نمیگوید أن یعملوا أحد شیئین .