درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
اصطلاح از عرفا است که در اینجا آمده و در کلمات شیخ نبوده و نمیتوانسته هم باشد . اما اگر وحدت عین ذات واحد نباشد نیز خود بر چند قسم است : یا واحد بالشخص است و یا نیست . اگر واحد بالشخص نباشد ، یا واحد نوعی است یا واحد جنسی . مثلا زید واحد شخصی حقیقی است و انسان واحد نوعی است ، نوع واحد است ، حیوان واحد جنسی است ، جنس واحد است . اینها اقسام وحدت و واحد حقیقی است . اما واحد مجازی که کثرت حقیقی است و وحدت مجازی ، در جائی است که دو شیء که دارای کثرت حقیقی هستند در یک امر اشتراک داشته باشند و ما وحدت را بجای اینکه به امر مورد اشتراک نسبت دهیم به خود مشترکها نسبت دهیم . مثلا بگوئیم : زید و عمرو واحدند ولی بالنوع ، که این میشود واحد بالنوع . ببینید ، واحد بالنوع غیر از واحد نوعی است . در واحد نوعی به افراد کار نداریم ، وحدت را به خود نوع نسبت دادهایم . گفتهایم انسان خودش یک نوع واحد است . ولی وقتی میگوئیم زید و عمرو واحدند ولی بالنوع ، یعنی به مناط نوع . وقتی نسبت وحدت را به نوع میدهیم حقیقی است اما وقتی این نسبت را به افرادش میدهیم نسبت مجازی است . میگوئیم انسان و غنم واحدند بالجنس ، اینهم واحد مجازی است . واحدهای مجازی را اگر واحد بالنوع باشند متماثلین میگویند و اگر واحد در جنس باشند آنها را متجانسین میگویند . و نیز ممکن است دو شیء در کیفیت واحد باشند ، یعنی کیفیت واحد داشته باشند مثلا دو شیء که هر دو دارای یک رنگ یا دارای یک شکل هستند ، این واحد بالکیف را متشابهین میگویند . ممکن است دو شیء در کمیت با یکدیگر وحدت داشته باشند و دارای کم واحد باشند مثل دو خطی که هر دو دارای یک کمیتند ، هر دو نیم متر هستند ، اینها را متساویین میگویند ، دو زاویه و دو سطح [ را که یک اندازهاند ] متساویین میگویند . ممکن است که دو شیء در یک اضافه با یکدیگر مشترک باشند ، مثلا زید و عمرو هر دو ابن بکر باشند ، اینها را متناسبین میگویند ، یعنی هر دو دارای یک نسبتند ، نسبت زید به بکر است نسبت عمرو هم به بکر است . این نحوه تقسیم بندی است که متأخرین میکنند که از این نظر بهتر هم