درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
آمدهاند مقصود طبیعت نبودهاند بلکه یک تصادماتی سبب بوجود آمدن آنها در این جهان شده است . شیخ میگوید حرف انباذقلس و پیروانش در توجیه اشیاء ، اتفاق محض نیست ، ترکیبی است از اتفاق و ضرورت . حرفشان اینست که ماده به اتفاق پیدا میشود و تصور آن ماده به صورت به حکم ضرورت حاصل میشود . نه حصول آن ماده برای یک غایتی است و نه صورتپذیری آن ماده صورت خاصی را روی غایت و هدفی است . مثلا ما میگوئیم ، دندانهای ثنایا برای این تیز شدهاند که ببرند و قطع کنند و دندانهای کرسی برای این پهن شدهاند که نرم کنند . میگوئیم طبیعت این دندانها را برای همین کار به این صورت ساخته است . یعنی این اثری که الان بر دندانهای ثنایا و دندانهای آسیا بار است که متناسب با ساختمان این دندانهاست ، اصلا آنها برای این هدف و غایت این جور ساخته شدهاند . او میگوید ، نه اینطور نیست ، اینجا یک مادهایست ( بنابر آنچه قدما تعبیر میکردند ) و یک صورتی . ماده عبارتست از آن عناصری که دندانها از آنها بوجود آمده است ، مثلا ماده آهکی که اینجا هست . حصول این ماده آهکی در اینجا به حسب اتفاق است . یک جریانهای اتفاقی منجر شده به اینکه یک ماده آهکی در اینجا پیدا شود . اما چطور شد که دندانهای جلو به صورت پهن در نیامد و دندانهای عقب به صورت تیز در نیامد ؟ میگویند این بواسطه اینست که ماده گاهی در شرایطی قرار میگیرد که برای او امکان ندارد جز یک صورت خاص را بپذیرد . ضرورت اقتضاء میکند که این صورت خاص را پیدا کند . ولی وقتی که این صورت را پیدا کرد خودبخود با آن چیزی که ما هدف میپنداریم تناسب پیدا میکند ، نه اینکه یک حسابی در کار بوده که این مواد مخصوص در این نقطه معین از بدن اجتماع کنند و بعد هم به آنها این صورت مخصوص را بدهند برای این هدفی که ما فکر میکنیم ، یعنی برای این کاری که الان از این ساخته است . نه اینطور نیست . اما آنها بچه دلیل این حرف را زدهاند ؟ در مورد دلیل آنها در اینجا نکتهای را میگویم که در موارد دیگر هم