درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
طبیعی غیر ارادی مشمول غایت نمیگردد . ٤ - اشکال چهارم اینکه غایت حتی در افعال اختیاری انسان هم کلیت ندارد . ای بسا افعال اختیاری که بدون غایت انجام میشود و آن ، چیزهائی است که عبث و بیهوده مینامیم . پس علت غائی منحصر میشود به پارهای از افعال اختیاری انسان ، نه در طبیعت و نه در قسمتی دیگر از افعال انسان و نه در ماوراء الطبیعه . پس چگونه این موضوع کوچک را به همه جا تعمیم دادهاید ؟ ب - مطلب دیگری که شیخ مطرح میکند فرق بین غایت و ضروری است . فاعل وقتی کاری را برای غایتی انجام میدهد چیزهای دیگری بالتبع و بضرورت حاصل میشود که غایت نیست . اشکالات دیگر نیز بر نظریه غایت شده است که عبارتند از : ١ - غایت یعنی آن که کار برای او صورت میگیرد ما یسکن لدیه ، لذا اگر چیزی آخر نداشته باشد ، غایت هم نمیتواند داشته باشد . و ما در طبیعت چیزهائی داریم که انتها ندارد . خود حکما قائل به حرکت فلکند که انتها ندارد ، پس غایت ندارد . = و ایضا ههنا مثل حرکه الفلک ، فان لاغایه لها فی ظاهر الامر . ٢ - اشکال دیگر در مورد کون و فساد است = والکون والفساد لا غایه لهما فی ظاهر الظن . کون ، غایت فساد است یا عکس آن ؟ غایت اینها چیست ؟ ٣ - در بعضی جاهای دیگر بالقوه اینطور است و اصل اشکال این است که ممکن است کسی بگوید که گاهی اوقات میتواند که برای هر غایتی ، غایتی باشد ، پس در حقیقت غایتی وجود نخواهد داشت زیرا این سلسله غایات تا بی نهایت ادامه خواهد یافت ، مثلا ذهن ما مقدماتی را تشکیل میدهد برای رسیدن به نتیجه ، تازه آن نتیجه مقدمه میشود برای رسیدن به نتیجه دیگر و . . . و این ، بالقوه برای همه نتیجههاست ، پس در جائی سکون حاصل نمیشود ، پس غایت در اینجا چیست ؟ ٤ - اشکال دیگر در مورد اتفاق و تصادف است . اگر مقدمهای منتهی به نتیجه خود بشود نمیگوئیم که اتفاقی است . اما میگوئیم مثلا اتومبیل از میدان شاه به طرف امیریه حرکت کرد و اتومبیل دیگر از طرف مقابل میآمد و اتفاقا در