درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧
عشره یعنی همان ده تا وحدت ، مجموع ده وحدت . کما اینکه وحدت و وحدت میشود دو تائی ، وحدت و وحدت و وحدت میشود سه تائی . هر عددی ماهیتش عبارتست از مجموع وحدات ، مرتبهای از مراتب مجموع وحدات . وقتی وحدات جمع شوند مراتب دارند ، هر مرتبهای از جمع وحدات ماهیت یک عدد را تشکیل میدهد . ولی هر یک از این مراتب ممکن است هزاران حکم داشته باشد . مثلا همانطور که گفتیم عدد ده حاصل جمع دو پنج تا هست ، حاصل جمع یک چهار تا و شش تا ، حاصل جمع یک سه تا و هفت تا ، و حاصل و جمع یک دو تا و هشت تا نیز هست . خاصیت دیگرش اینست که یک دوم بیست تا ، یک سوم سی تا هم میباشد . اینها همه نسبتها و احکامی است که عدد عشره پیدا میکند ، نه اینکه ماهیت عشره اینست که مثلا نصف بیست تا است . پس در جواب کسی که سؤال میکند : عشره ما هو ؟ نمیتوان گفت : نصف بیست تا ، یا ثلث سی تا . اینها احکام و لوازم ده تا است . مطابق قول این گروه حتی این احکام و لوازم هم بر اعداد بار نمیشود . مطابق این نظر درست نیست که بگوئیم ده تائی دو پنج تائی است و دو پنج تا از لوازم ده تا است . چون پنج تائی از چیزهائی تشکیل شده غیر از چیزهائی که ده تائی از آنها تشکیل شده است . " و یلزم أن تکون آحاد الخماسیه اذا کانت جزء عشره مخالفه لاحادها اذا کانت جزؤ خمسه عشر ، لکنهم عساهم یقولون : ان الخماسیه التی فی خمسه عشر غیر الخماسیه التی فی العشاریه البسیطه ، لانها خماسیه عشاریه هی جزء من خمسه عشر ، فیلزم أن تکون العشاریه اذا اضیف الیها الخماسیه لا تصیر خمسه عشر أو تستحیل آحادها وذلک کله محال " . [ و نیز لازم میآید که وحدتهای در خماسیه وقتی که خماسیه جزء ده تائی است با وحدتهای آن وقتی که جزء پانزده تائی است مخالف باشد ] . ولی ممکن است آنها این حرف را قبول کنند و بگویند آن پنج تائی که در ده تائی تنها و بسیطه است غیر از پنج تائی است که در پانزده تائی است ، زیرا آن خماسیهای که در خمسه عشر است خماسیه عشاریهای است که آن عشاریه جزئی از خمسه عشر