درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
میکنیم بعد میگوئیم " لیس زید بقائم " ، یعنی این ارتباط را رفع میکنیم ، یک بار قیام را برای زید اثبات میکنیم و در لیس زید بقائم قیام را از روی زید برمیداریم و رفع میکنیم . پس مفاد قضیه سالبه همیشه سلب الربط است نه ربط السلب . ربط السلب آنجائی است که خود سلب محمول قرار گیرد ، مثل اینکه بگوئیم " زید لا قائم " ، اینجا دیگر سلب الربط نیست ، ربط السلب است ، یعنی شما سلبی را که لا قائم است ، این عدم را ، برای زید اثبات کردهاید . نه اینکه قیام را از زید رفع کردهاید . اینجا شما به نحوی عدم القیام را برای زید اثبات کردهاید به هر اعتبار که هست ، یعنی زید را متصف به عدم القیام کردهاید و عدم را مانند یک صفت برای زید اثبات کردهاید . لهذا در اینجا نمیتواند زیدی وجود نداشته باشد . در حالیکه در قضیه " لیس زید بقائم " میتواند اصلا زیدی وجود نداشته باشد ، زیرا شما ارتباط زید به قیام را رفع میکنید ، رفع ارتباط زید به قیام احتیاج به وجود زید در خارج ندارد ، اما اثبات لا قیام برای زید به وجودزید در خارج احتیاج دارد . و لهذا آن قضیه را میگوئیم معدوله المحمول و این قضیه را سالبه محصله میگوئیم . البته مطلب دیگری هم لازم است که باید گفته شود و آن اینکه : متأخرین از منطقیین ، یعنی بعد از بوعلی ، مثل تفتازانی یا صاحب شرح مطالع ، در مفاد قضیه سالبه با اینکه میان سالبه و معدوله فرق میگذارند در عین حال معمولا چنین تعبیر میکنند که میگویند : نسبت بر دو قسم است : نسبت ایجابی و نسبت سلبی . یعنی در نسبت سلبی ، نه سلب الربط میگویند و نه ربط السلب ، بلکه میگویند ربط هو السلب . نه ربط السلب است که سلب ربط داشته باشد و نه سلب الربط است که در ربط ، چیزی باشد و سلب بر ربط وارد شده باشد ، بلکه " ربط هو السلب " است . یعنی گفتند خود نسبت عین سلب است . در حاشیه ملاعبدالله چنین آمده که : النسبه علی قسمین : نسبه ثبوتیه و نسبه سلبیه . این [ مطلب ] بعدها در منطق در خیلی از قضایا نتایج خیلی زیادی دارد که ما مفاد [ قضیه سالبه ] را سلب الربط بدانیم یا سلب هو الربط . در منطقیین کسی چنین اشتباهی نکرده که ربط السلب بداند . اما در غیر منطقیین چنین اشتباهی هست ، آنهائی که معدوله را با سالبه اشتباه میکنند [ چنین گفتهاند ] ولی منطقیین چنین