درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
ولی در غیر ذی شعورها مسئله انتخاب در میان نیست . البته در طبیعت بی جان هم گاهی در بعضی موارد مسئله انتخاب را مشاهده میکنیم ولی آن انتخاب خود طبیعت نیست . اگر در طبیعت دیدیم که از میان چند مورد یکی را انتخاب میکند ، دلیل بر این است که طبیعت مسخر یک نیروی انتخابگری است ، که آن نیروی انتخابگر برای طبیعت انتخاب میکند . مثلا ممکن است میان طبیعت بیجان و طبیعت جاندار انطباق و پیوستگیای باشد ، حال اگر انتخابی صورت گرفت این انتخاب مال جاندار است نه بی جان . یا مثلا اگر جنین را در نظر بگیریم ، یعنی طبیعت مادی جنین و موادی که این جنین از آنها تشکیل شده است ، این مواد نمیتوانند انتخابگر باشند ولی نفس مادر یا نفس خود همین جنین یا قوه فوق نفس که همه اینها را در تسخیر دارد مانع ندارد که او انتخاب کند . البته ممکن است بگوئیم که وجود غایت در موجودات نشانه وجود نوعی شعور در آنهاست ، ولی اینطور نیست که هر جا شعور باشد انتخاب هم باشد . در شعور انسانی اینچنین است ولی در بسیاری از حیوانات که شعور را هم میتوان سراغ گرفت انتخاب در کار نیست . حیوان از روی غریزه مستقیم بسوی چیزی که برای او نافع است میرود نه اینکه بررسی و سنجش کند و بعد از میان موارد مختلف یکی را انتخاب کند . شعور درجات مختلف دارد که بعضی از درجات آن نزدیک به افق لاشعوری است . و به این معنا ما شعور را حتی از جمادات هم نمیتوانیم نفی کنیم . اگر ما ملاک شعور را هر یک از فعالیتهای اشیاء در نظر بگیریم گاهی اوقات در جمادات هم آنرا میبینیم ، که باید نامش را " عشق " بگذاریم . عشق هر ناقصی به کمال خودش ، یعنی هر ناقصی متوجه کمال خود است ، او را میخواهد ، توجه به او دارد . حالا این را اسمش را میتوان شعور گذاشت . شعور تعریف ندارد . شیخ بحثی دارد در طبیعیات که آخوند هم آنرا در " اسفار " نقل میکند . میگوید بعضی آمدهاند بحثی را عنوان کردهاند تحت عنوان شوق هیولی به صورت ، شوق ماده به صورت ، در واقع شوق ناقص به کامل ، ماده میشتابد به سوی صورت . شیخ میگوید من معنی این حرف را نمیفهمم . معنی اینکه ماده ،