درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
ایجاب کرده و قوهای از قوای طبیعت آنرا اقتضا نموده است . و همچنین همراهی میکنیم با کسانیکه میگویند ماده ثنایا غیر از این صورت را نمیپذیرد و لیکن میدانیم که چنین نیست که حصول این صورت برای این ماده از آن باشد که غیر از این صورت را نمیپذیرد بلکه حصول این ماده برای اینصورت از جهت آنست که غیر از این صورت را نمیپذیرد ، چنانکه اگر در ساختن خانه سنگ در زیر و چوب در بالا واقع شود از آن نیست که سنگ سنگین و چوب سبک است بلکه به سبب آن است که سازنده این قسم ساخته به علت اینکه مصلحت نبوده است که نسبت موادی که در ساختن بکار میبرد غیر از این باشد . و اگر به درستی تأمل شود صدق آنچه گفتیم ظاهر میگردد . چه ، در یک مکان واحد اگر دانه گندم بیفتد خوشه گندم بر میآید و اگر دانه جو بیفتد خوشه جو میروید ، و نمیتوان گفت اجزاء آبی و خاکی به ذات خود حرکت کرده و در جوهر گندم داخل شده و آنرا پروردهاند زیرا به زودی بیان خواهیم کرد که حرکات آنها از مواضع خودشان به ذاتشان نیست و حرکت ذاتی آنها معلوم است که چیست و واجب میآید که حرکت آن اجزاء به واسطه جذب قوائی باشد که در دانهها مستور است . پس امر از دو حال بیرون نیست یا در این مکان اجزائی است که برای تکون گندم صالح است و اجزائی دیگری هم هست که برای تکون جو صالح است یا این است که همان اجزائی که برای تکون گندم صالح است صلاحیت تکون جو را هم دارد . و اگر چنین باشد و همان اجزاء هر دو صلاحیت را داشته باشند ضرورتی که به ماده نسبت داده میشد مرتفع میشود و امر برمیگردد به اینکه بگوئیم صورت بر ماده طاری شده است و مصوری آن ماده را به این صورت تخصیص داده و آن را به سوی آن صورت متحرک ساخته است و او این عمل را دائما یا در اکثر اوقات مینماید . پس ظاهر شد که هر چه از این قسم است فعلی است که از ذات امر صادر میشود و متوجه به سوی اوست که اگر عائقی نداشته باشد دائمی و اگر داشته باشد اکثری خواهد بود و مراد ما هم از غایت در امور طبیعی همین است . و اگر چنان نیست و اجزاء زمین مختلفاند پس مناسبتی میان قوه موجود در گندم و آن ماده هست که ماده را عینا جذب میکند و دائما یا بطور اکثر آن را به سوی مکان مخصوصی