درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢
باشد . " أو یجعلوه غیر متناه فیجعلوا صور الطبیعیات غیر متناهیه " . یا آن مجردات را غیر متناهی میدانند ، که در این صورت لازم میآید صور طبیعیات هم غیر متناهی باشد . این هم از نظر شیخ و هم در طبیعیات قدیم مسلم بوده که انواع عالم طبیعت متناهی نیست . " و هؤلاء یجعلون الوحده الاولی غیر کل وحده من الوحدتین اللتین فی الثنائیه ، ثم یجعلون الثنائیه الاولی غیر الثنائیه التی فی الثلاثیه وأقدم منها ، وکذلک فیما بعد الثلاثیه ، و هذا محال " . [ اینها وحدت اول را غیر از هر یک از دو وحدتی دانستهاند که در ثنائیه است و اولین دوتا را غیر از آن دو تائی قرار دادهاند که در ثلاثیه است . و همچنین بعد از ثلاثیه را ] . این مطلب جداگانهای است و ایرادهائی هم بر این وارد است و چنین چیزی محال است . زیرا : " فانه لیس بین الثنائیه الاولی والثنائیه التی فی الثلاثیه فرق فی الذات ، بل فی عارض ، وهو مقارنه شیء له . ومقارنه الشیء للشیء لا یجوز أن تبطل ذاته ، ولو أبطل ذاته لم یکن مقارنا ، لان المقارن مقارن للموجود ، وأما المفسد فغیر مقارن ، وکیف تکون الوحده مفسده للوحدتین الا بافسادها واحدا واحدا منهما ، وکیف تکون الوحده مفسده للوحده ؟ ولو أفسدتها لم تکن ثنائیه ، بل الثنائیه بمقارنه الوحده ایاها لاتصیر مباینه فی الذات للثنائیه بوجودها غیر مقارنه للوحده ، فان الوحده لا تتغیر بالمقارنه حالا ، بل تجعل الکل أکثر وتذر الجزء علی حاله " . دوتائی اول - یعنی دو تائی در مقابل یکی و سه تائی - با آن دو تائی که در ضمن سه تائی هست ، اینها دو حقیقت متباین نیستند ، یک حقیقتند . وقتی که وحدتی به آن دو تائی ضمیمه شود ، ثلاثی تشکیل میگردد و اگر وحدت ضمیمه نشود همان دو تائی است ، نه اینکه اگر ما یک دو تائی داشتیم و وحدتی به آن ضمیمه کردیم برای اینکه سه تائی شود آن دو تائی که خود حقیقتی است معدوم