درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
غایت خود رسیده است . پس باز هم طبیعت ذی غایت است . پس طبیعت در همه جا ذی غایت است ، منتهی گاهی به غایت خود میرسد و گاهی نمیرسد . عائقی پیدا میشود و از غایت خود معطل میماند این عائق گاهی طبیعت را برای همیشه از غایتش باز میدارد و گاهی در عین حال که آن عائق پیش آمده طبیعت آن را از میان برمیدارد و او دوباره به غایت خودش میرسد . پس به همین جهت است که شیخ میگوید ما وجود اتفاق را در بعضی از موارد منکر نیستیم . منتهی باید گفت این بعضی از موارد کجاست . میخواهد بگوید ، اولا موارد اتفاقی نادر است . در طبیعت اصل جریان یافتن خود طبیعت است یعنی جریانهای غیر اتفاقی ، بلکه همین جریانهای اتفاقی هم در ضمن جریانهای طبیعی رخ میدهد . شیخ در بعضی از موارد که میخواهد پاسخ به اتفاق را در بحث غائیت بیان کند اینطور میگوید که : غالبا این طور است که طبیعت از نظر کلی خواهان یک غایت است ولی خصوصیات فردی امور اتفاقی است . خصوصیات فردی نه مقتضای طبیعت کلی است نه مقتضای طبیعت فردی . برای مثال این گونه بیان میکند که : یک دانه گندم زمینه مساعدی برای روئیدن طلب میکند : زمینی که اگر این دانه در آنجا کشته میشود به صورت یک محصول درآید ، زمینی که اگر در آن قرار گیرد اجزائی را جزء خودش کند تا رشد کند . این دانه بطور کلی یک چنین جائی را میخواهد اما اگر ما آمدیم آنرا در یک زمین بخصوصی قرار دادیم آیا میتوانیم بگوئیم که این دانه گندم فقط همین جا را میخواسته ، یعنی غایتش همین جا بوده ؟ نه ، این دیگر نیست . کسی نمیتواند این حرف را بزند دلیلی هم ندارد و جهتی هم ندارد که این حرف را بزند . یا مثلا نطفه یک انسان اقتضاء میکند رحمی را که در آن رحم قرار گیرد ، مواد را جذب کند و تدریجا رشد کند و بعد بصورت یک جنین درآید . نطفه اقتضای چنین رحمی را دارد ولی اگر این نطفه در رحم بالخصوصی ریخته شود ، آیا طبیعت خاص و جزئی این فرد از اول اقتضایش همین رحم بالخصوص بوده است یعنی این رحم بالخصوص جزء مقتضای این طبیعت بوده است یا نه ، ممکن است اینها مربوط به علل اتفاقی باشد ، از همانگونه علل