درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
میدانیم که در طبیعت برخی از امور دفعی است و برخی تدریجی است . به عقیده شیخ پیدایش جواهر دفعی است ولی آخوند این نظریه را قبول ندارد . فخر رازی در اینجا شبهه قوی و زیرکانهای کرده است و آن اینکه : هنگامی که چیزی شروع میشود مثلا حرکتی آغاز میشود این ابتداء حرکت چگونه است ؟ تدریجی است یا دفعی ؟ ببینید ، این ابتدا که میگوئیم آیا جزئی از حرکت است ؟ نه . بلکه این شیء ( حرکت ) که وجود ممتدی دارد ابتدائش همان حد او در طرف اول است و این حد اعتباری است و وجود واقعی ندارد . سکون در زمان است و حرکت هم در زمان است . حال آنجا که زمان تبدیل به حرکت میشود آیا یک فاصله زمانی است که حد فاصل در آن است ؟ نه . بلکه مثل یک صفحهای که یک قسمتش سفید و قسمت دیگرش سیاه باشد ، سکون و حرکت هم زمان را اشغال کردهاند . اکنون پس از اینکه دانستیم که امور بر دو نوعند : دفعی و تدریجی ، و پس از پاسخ به شبهه فخر رازی میگوئیم که فاعلها نیز بر دو نوعند : فاعل دفعی و فاعل بالتحریک . ولی اصطلاح حکمای الهی و اصطلاح طبیعیون در این مورد متفاوت است . حکمای الهی اگر فاعل دفعی و فاعل بالتحریک را بکار برند اصطلاح آنها با اصطلاح طبیعیون فرق دارد . هنگامی که طبیعیون میگویند فاعل مبدأ حرکت است مقصودشان این نیست که فعل دفعی منظور نیست ، بلکه آنها حرکت را مطلق انتقال از حالی به حالی گویند و لذا کون و فساد را نیز شامل میشود .