درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
از نظر فلاسفه ما که از صورت و ماده سخن میگویند خود جسم را که میبینیم ، یعنی آن امتداد جوهری آن ماده نیست ، بلکه صورت جسمیه است که روی ماده پوشیده شده است . میگفتند عناصر هر کدام جسمند ، اما اختلافشان در چیست ؟ اختلافشان در این است که هر عنصری یک صورت نوعیه دارد غیر از صورت نوعیه دیگری ؟ به دلیل اینکه هر کدام از آنها آثار خاصی دارد . صورت نوعیه چیست ؟ همینقدر میتوانیم بگوئیم که صورت نوعیه آن چیزی است که مبدأ این اثرها است و متحد با جسم است و چنین چیزی نمیتواند عرض باشد چون نقل کلام به آن عرض میشود . . . پس از این ، عناصر با هم ترکیب شده و مرکبات ساده اولیه بدست میآید . مرکب جدید با خاصیت جدید بوجود میآید که مغایر است با خاصیت هر یک از عناصر ، دیگر تنها مجموع آن عناصر نیست ، بلکه صورت جدیدی پیدا شده که منشأ این آثار جدید است . آن مجموعه عناصر ماده شدهاند برای این صورت جدید ، یعنی صورت این مرکب . اثر مرکب جدید ، مجموع اثرات عناصر مرکبه نیست . بعد این مرکبها با هم ترکیب شده و مرکب جدید پیچیدهتری مثل گیاه پیدا میشود که قطعا دارای خواصی است غیر از خواص عناصر یا مجموعه خواص عناصر مرکبه . در مورد مرکبات معدنی و جمادت ، اثبات آثار جدید خالی از اشکال نیست ، ولی در جاندارها قطعا آثار جدید بوجود میآید ، خصوصا هنگامی که در آنها یعنی در جانداران حیات پیدا میشود ، یک نیروی مسلط بر ماده پیدا میشود ، چیزی که سوار بر ماده است و بر آن حکومت میکند ، عناصر را جذب و دفع میکند ، رشد میدهد در درون و . . . اینها ( فلاسفه اسلامی ) صورت را در جاندارها نفس میگویند . صورت اگر علی و تیره واحده رفتار کند آنرا نفس نمیگویند مثل صورت جمادات . اما اگر تسلط بر ماده دارد و کارهای گوناگون انجام دهد آنرا نفس گویند . آنوقت در مورد نبات هم بر نفس قائلند ( لازم نیست که نفس مجرد باشد . نفس همان صورت است که بر یک و تیره عمل نمیکند و چندین نوع حرکت دارد ) .