درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥
نفس و هم از عقل چیزی در او هست . همه تحت عقل هستند . هر موجودی مرکب از اینها است تا اینکه منتهی به عدد هفت بشود ، لابد منظور اینست که اجزاء هفتگانه مثلا پیدا کند . " و یعد العقل والنفوس التسعه بأفلاکها التی هی أبدانها وعقولها المفارقه کالجوهر وتسعه أعراض . وبالجمله انما یتعرف حال الموجودات من العدد والمقادیر الاول ، ویقول : الباری تعالی عالم بجمیع المعلومات علی طریق الاحاطه بالاسباب التی هی الاعداد والمقادیر . وهی لا تختلف ، فعلمه لا یختلف " . اعداد را با حقایق موجودات تطبیق میدهد . بعد میگوید چون علل اصلی همین اعداد و مقادیر هستند و همه اشیاء از همین اعداد و مقادیر بوجود آمدهاند و واجب تعالی عالم به همه اعداد و مقادیر است ، عالم به همه اشیاء است . آنگاه میگوید چون اعداد تغییر پیدا نمیکنند علم واجب هم تغییر پیدا نمیکند . " و ربما یقول : المقابل للواحد هو العنصر الاول کما قال انکسیمانس ، ویسمیه الهیولی الاولی ، وذلک هو الواحد المستفاد ، لا الواحد الذی هو کالاحاد . و هو واحد ، کل تصدر عنه کل کثره ، وتستفید الکثره منه الوحده التی تلازم الموجودات ولا تفارقها ألبته کما قررنا " . ما شخصی بنام انکسیمانس نداریم و نظری که به او نسبت میدهد با انکسیمندروس مطابق است که [ از فیلسوفان پیش از سقراط و ] ملطی بوده . گفتیم که مقابل عدد اثنین عقل است و مقابل عدد ثلاثه نفس است و مقابل عدد چهار طبیعت است . نگفته بود که مقابل عدد واحد چیست ولی چون واحد را خارج از اعداد میداند و مبدأ کل اعداد میداند ، قهرا آن را مطابق با واجب میداند . ولی شهرستانی میگوید گاه فیثاغورث میگوید که عنصر اول مقابل واحد است ، همانطور که انکسیمانس گفته است .