درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
که در نظر بگیریم آن منتهی را هم که در نظر بگیریم این مسافت را هم که در نظر بگیریم این دیگر اختصاصی به این اتومبیل یا آن اتومبیل ندارد اختصاص به امروز یا دیروز ندارد ، به اینکه زید باشد یا عمرو ندارد این بطور کلی است . از این مبدأ تا آن منتهی اگر کسی با اتومبیلی با فلان سرعت حرکت بکند لازمه قطعی و جبریاش این است که سر ساعت بلکه ثانیه فلان به آن نقطه منتهی برسد . این را ما میگوئیم که لازمه کلی این حرکت است ، اثر کلی این حرکت است . اما یک چیز ممکن است اثر فرد حرکت باشد نه اثر طبیعی حرکت ، یعنی اثر وجود است ولی نه از آن جهت که وجود این حرکت است چون حرکت در زمان خاصی باز یک مشخصاتی پیدا میکند که در زمان دیگر ندارد . حالا اگر ما یک حرکتی را در زمان خاصی در نظر بگیریم ، این زمان مقارن است با حرکت آن صد یا دویست اتومبیلی که در این مدت از مقابل میآیند و عبور هر یک از آنها در سر ساعت معینی لا یتخلف است . یعنی در مجموعه نظام عالم اگر این فرد از حرکت را در نظر بگیریم ، این حرکت جبرا مقارن با آن افراد مقابل است . همان طور که عبور از حسن آباد برای کلی حرکت یک امر ضروری و لا یتخلف است ، عبور یا تلاقی با فلان اتومبیل هم برای این حرکت یک امر ضروری و لا یتخلف است . یعنی اگر این حرکت را با زمان و مشخصات وجودی خودش در نظر بگیریم تلاقی با آن اتومبیل یک امر ضروری است ، یعنی محال است که چنین نباشد . از این جهت اتفاق را انسان از آن جهت اتفاق مینامد که جاهل به اسباب و علل است ( یقول بالاتفاق جاهل السبب ) . آنجا که شیء مترتب بر کلی یک علت است ، چون کلی را ما میشناسیم و سببیت کلی را برای آثار خودش مانند سببیت زوجیت برای اربعه در لوازم ماهیت ، آنرا میشناسیم و به علت که