درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
را بصورت کامل انجام دهد و آنصورت کامل را ایجاد کند ولی ماده به واسطه عدم قابلیت خودش تعدی و عصیان میکند و لذا یک موجود ناقص الخلقه بوجود میآید . شیخ میگوید ما ضمانت که نکردهایم که آن چیزهائی را هم که نمیشود برای غایتی باشد غایت برایش معین کنیم . مثلا این بچه که کور بدنیا آمده بپرسید این برای چه کور بدنیا آمده است ؟ شما میخواهید برای چیزی که غایت طبیعت در آن واقع نشده است هم غایت بسازید ، و ما برای آن غایتی که واقع نشده توضیح بدهیم . یک وقت ما میگوئیم این چشم که بوجود آمده برای چه غایتی بوجود آمده . خوب ، بله برای غایتی بوجود آمده ، این دندان که بوجود آمده برای غایتی بوجود آمده ، اما اگر بچهای بدنیا آمده که اصلا دندان در نمیآورد ، این حتما نقصی در مادهاش بوده است . شما میخواهید بگوئید این دندان در نیاوردن برای چه مصلحتی است و برای چه حکمتی است و برای چه غایتی است ؟ میگوید ما ضمانت نکردهایم که آن کاری را هم که طبیعت انجام نداده است حتما برای غایتی آنرا انجام نداده است . چه بسا آنچیزی را که طبیعت انجام نداده است میخواسته آنرا انجام بدهد ولی ماده نمیتوانسته است آنرا بپذیرد . پس بنابراین تا آنجا که مربوط به نقص است یعنی مربوط به تشویهاتی است که ناشی از نقص است علتش عدم قابلیت و قصور ماده است . ما در اینجا یک مطلبی را علاوه بر آنچه شیخ بیان کرده مطرح میکنیم و آن اینکه : از آنجا که طبیعت گرایش به جبران دارد و علاوه بر آنچه در زمینه قانون انطباق با محیط