درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
میخواهند بگویند نسبت ، نسبت ضرورت است نه نسبت امکان ولی اینها از قبیل آثار و لوازم ضروری مترتب بر فاعلهاست نه از قبیل غایات مترتب بر فاعلها . و ما قبلا در کلمات شیخ خواندیم که فرق است میان ضرورتهائی که مترتب بر فاعلهاست و میان غایاتی که این فاعلها به سوی آن غایات حرکت میکنند ، با این فاعلها این فعلها را برای آن غایتها بوجود میآورند . پس این دو مسئله است ، اینها را در نظر داشته باشیم . حالا ما فعلا روی همان بیان شیخ بحث میکنیم . شیخ مسئله غایت و اتفاق را از نظر ضرورت و امکان که ما در اینجا مطرح کردیم به شکل دیگری طرح میکند . میگوید ترتب یک اثر بر یک مقدمه یا دائمی است یا اکثری یا اقلی یا متساوی . چهار طرح بیشتر نمیشود اگر ترتب یک اثر بر یک مقدمه دائمی باشد ، این را کسی اتفاق نمیگوید . این میشود ضروری . و اگر اکثری باشد در باب اکثری اتفاق همیشه در جهت مخالف است ، یعنی یک شیء که صدی ٩٥ درصد ) وقتی علت پیدا میشود آن معلول پیدا میشود ، در آن ٥ درصد اگر پیدا نشد آنرا میگویند اتفاقا پیدا نشد . پس آن جهت مخالفش بر میگردد به شق سوم یا چهارم . یک وقت هم هست که ترتب یک مقدمه بر یک نتیجه به طور مساوی است ، یعنی ٥٠ درصد به ٥٠ درصد است . مثل اینکه انسان سکهای را بالا بیندازد ، احتمال شیر یا خط ٥٠ درصد است و احتمال شیر یا خط متساوی است . یک وقت هم اقلی است مثل همان موارد اکثری که اقلی هم موجود است . این علت غالبا این اثر بر آن مترتب نیست ، و بطور اقل بر آن مترتب میشود ٥٠ درصد بر آن مترتب میشود . شیخ میگوید در مورد دائمی که بحثی نیست ، میرویم سراغ اکثری ، شیخ میگوید آنجا که ٩٥ درصد بر آن مترتب میشود و ٥ درصد