درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦
آنهائی که " علی وجه العدد العددی " گفته باشند و وحدت را اولین عدد بشمارند و بعد از آن دو تائی و سه تائی و چهار تائی را قرار دهند ، و خواه آنها که " علی وجه التکرار " گفتهاند ، و خواه " علی وجه العدد التعلیمی " ، که این مورد را ظاهرا شیخ در اینجا بحث نکرده ولی دو مورد دیگر را به تفصیل بحث کرده است . شیخ بر آنها چه ایرادی میگیرد ؟ و چه جوابی میتواند به این افراد بدهد ؟ البته بیان آنها در حد فرضیه است . یعنی آنها دلیلی برای خودشان ذکر نکردهاند که ما بخواهیم دلیل آنها را رد کنیم . آیا ما دلیلی بر رد این فرضیه داریم یا نداریم ؟ جوابی که شیخ میدهد تکیهاش در واقع بر مسأله لا تناهی عدد است ، گو اینکه خودش این را اسم نمیبرد ولی از مجموع حرفهایش معلوم است . اعداد متناهی نیستند . یعنی اگر اعداد را بیان کرده و بالا برویم و بگوئیم یک ، دو ، سه ، هزار . . . میلیون . . . هر چه بالا برویم به عددی که ما فوق آن نتوان عددی را فرض کرد نمیرسیم . هر عددی را که ما فرض کنیم باز هم ما فوق آن عددی فرض میشود ، بلکه برای آن عدد دو برابر هم فرض میشود ، بلکه خودش ضرب در خودش هم فرض میشود ، خود آن به قوه دو و سه و چهار و پنج و . . . هم فرض میشود . هر عددی را که شما اعتبار کنید و بگوئید این آخرین عدد است باز هم بالاتر از آن عدد است . اینست که میگویند اعداد غیرمتناهی است . اما اینکه میگویند اعداد غیر متناهی است منظور غیرمتناهی بالفعل نیست ، بلکه منظور غیر متناهی لا یقفی است . لا یتناهی بالفعل ، یعنی اینکه ما یک موجود بالفعل غیر متناهی داشته باشیم . مثل اینکه کسی بگوید ستارههای عالم بالفعل غیر متناهیاند ، ذرات عالم بالفعل غیر متناهیاند . که اگر کسی چنین گفت که ستارهها بالفعل غیر متناهی است باید بگوئیم که ما الان غیر متناهی عدد ستاره در خارج داریم . این یک مسأله است . اما آنکه میگوید عدد غیر متناهی است به این معنی نمیگوید . منظور غیر متناهی لا یقفی است . غیر متناهی لا یقفی به ذهن ما بر میگردد ، به خارج مربوط نیست . یعنی ذهن ما هر عددی را که اعتبار کند عدد در آنجا متوقف نمیگردد ، امکان اعتبار عددی دیگر که یکی بیشتر یا دو تا بیشتر یا دو برابر آن یا هزار برابر آن باشد هست . این را میگویند لا یتناهی لا یقفی . شیخ همین جا