درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٤
اگر ما وحدتهای متشاکل داشته باشیم و ترکیب واحد باشد ، یک نوع ترکیب داشته باشیم ، [ آن دو طبیعت یکی هستند ] ، و دیگر تغییر نمیکند و اجزاء عوض نمیشود [ ، مگر اینکه چیزی عارض شود و فساد ایجاد کند ] . حال اگر کسی بگوید که این مطالب همه بر اساس این است که شما بگوئید وحدتی که در ثنائیه هست عین وحدتی است که در واحد هست و ثنائیهای که در ثنائیه اولی هست عین ثنائیهای است که در ثلاثیه هست ، در حالی که آنها غیر از این را میگویند [ و بین این وحدات و همچنین بین آن دو ثنائیه تفاوت قائلند ] ، شیخ میگوید که آنها بگویند ولی این حرف معنی ندارد . " علی أن قوما منهم یقولون ان الثنائیه یلحقها من حیث هی ثنائیه وحده غیر وحده الثلاثیه ، فکذلک تکون وحده الثنائیه غیر وحده الثلاثیه " . در رابطه عدد و وحدت ، ما دو نوع وحدت داریم : یکی اینکه هر عددی که از وحدت تألیف شده ، وحدات مقوم آن عدد هستند . یعنی اگر ما عدد دو تائی را بسنجیم ، حقیقت چیزی نیست الا وحده و وحده ، ماهیت دو تائی یعنی وحده و وحده . پس این وحدتها مقوم حقیقت این دو تا است . در عین حال یک وحدتی هم عارض بر همین وحدتها میشود ، در واقع وحدتی عارض وحدت شده است . چون این دو وحدت وقتی تشکیل ثنائیه دادند ماهیت خاصی اعتبار شده که باز وحدت عارضش میشود . چرا ؟ برای اینکه وقتی عدد دو تائی را تشکیل دادیم ، عددی که حقیقتش وحدت و وحدت است ، باز خود دو تائی متصف میشود به وحدت و ثنائیه و ثلاثیه ، یعنی یک دوتائی ، دو دوتائی ، سه دوتائی . وقتی میگوئیم یک دو تائی ، یعنی دو تائی متصف به وحدت ، و وقتی میگوئیم دو دوتائی ، یعنی دو تائی متصف به دو تائی ، یک دو تائی عارض است و یک دو تائی معروض . این خود یک نکته دقیقی است که در باب ماهیت هم مکرر مطرح شده است . ما در باب ماهیت قبلا خواندیم که هر ماهیتی در ذات خودش لیست الا هی . یعنی در مرتبه ذاتش هیچ چیزی را ندارد . لیست الماهیه من حیث هی الا هی ، لا موجود ولا معدوم ، لا واحد ولا کثیر . اگر ما نظر به ماهیت عشره که خود