درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
ندارد . شیخ همچنین مثال دیگری ذکر میکند که باز در روانشناسی هم اسمی دارد [ رفلکس ] و آن اینست که انسان در بعضی موارد یک عکس العمل را چنان سریع انجام میدهد که به رویه نمیرسد . حتی گاهی تصمیم میگیرد که آن کار را انجام ندهد ولی معذلک آن کار انجام میگیرد . مثلا انسان همینطور که دارد راه میرود پایش میلغزد بی اختیار دستش حرکت میکند تا جائی را بگیرد . دیگر انسان در اینجا مجال اینکه سر فرصت تفکر کند که حالا پایش که میلغزد اول فایده گرفتن دست بجائی را تصور کند بعد آن فایده را تصدیق کند بعد میل پیدا کند بعد اجماع پیدا کند در نتیجه اراده کند که این کار را انجام دهد ، بلکه بی اختیار این کار میشود . آیا اینطور کارها بدون هدف انجام میشود یا برای هدفی انجام میشود ؟ مسلما برای هدفی انجام میشود منتهی بدون رویه انجام میشود . حالا علتش چیست ؟ غریزه است یا غیر غریزه و اگر غریزه است منشأش چیست ؟ منشأش هر چه میخواهد باشد ولی در حالت کنونی که این انسان هست اینجور کاری انجام میشود . مثلا انسان گاهی وقتها تصمیم میگیرد که کسی که میخواهد دستش را بطرف چشم او بیاورد چشمش را نبندد و باصطلاح نترسد ، ولی بی اختیار آن کار را میکند و چشمش را میبندد . با اینکه این کارها بدون اختیار صورت میگیرد اما هیچ وقت نمیشود گفت که این کارها بی هدف است . طبیعت در همه اینها هدف دارد . فکر وجود ندارد نه اینکه هدف وجود ندارد . شیخ باز مثال بالاتری را ذکر میکند و آن در مواردی است که طبیعت با اراده خودش میخواهد عضوی از اعضاء مثلا دست یا پا را حرکت دهد . ما میدانیم که دست یا پا و استخوان و عضلات و پوست مستقیما به نفس اتصال ندارند و مستقیما متعلق فرمان نفس قرار نمیگیرند ، بلکه ابتدا عصبهای حرکتی و رباطها حرکت میکنند ، همینقدر که انسان اراده میکند عصب مثلا منقبض میشود و این دست یا اندام خاص حرکت میکند یا کره چشم انسان بر میگردد . انسان ابتدا که اراده میکند اول اراده به آنها تعلق میگیرد نه به آن اعضای ظاهری . من میگویم اراده کردم دستم را بلند کنم دستم