درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
چیست ؟ یکی از قویترین اشکالات مخالفین نظریه علت غائی همین حرکت فلک بوده است . گفتهاند جز تکرار مکررات چیزی نیست و در واقع هیچ غایتی وجود ندارد . در باب افلاک ، فرضیه این بود که افلاک دارای نفوسند و موجوداتی هستند شاعر و مدرک ، و از حرکت خود غایتی در نظر دارند . در اینجا دو غایت را منظور میکنند : ١ - یکی غایات خود نفوس است . آیا این نفوس از این حرکت به کمالی نائل میشوند ؟ میگویند که حرکت آنها ، یک نوع حرکت عاشقانه است . این حرکات باعث تجدید کمالات و تجدید اشراقات از ناحیه عقول است . ٢ - غایت دیگر ، انفتاح باب خیرات بر عالم کون و فساد از طریق همین حرکت فلک است . اگر حرکت نباشد دیگر در عالم هیچ تغییری نخواهد بود ، بلکه یک رکود دائم حکمفرما خواهد بود ، نه بادی ، نه بارانی ، نه بهاری ، نه پائیزی ، . . . بلکه یک حالت یکنواخت خواهد بود . . . ، ریشه حیات قطع میشود . . . در صورتی که به علت حرکت ، امکانات نامتناهی این موجودات میتواند به فعلیت و کمال برسد . ٦ - مسأله قیاس : اشکال دیگر در باب قیاس بود . ما از برهان نتیجه میگیریم و مقدمتین بمنزله علتند برای نتیجه . ترتیب و ترکیب مقدمات ، فعل نفس است . در نفس ، برهان را برای چه تشکیل میدهید ؟ برای نتیجه . پس نتیجه ، علت غائی وجود دو مقدمه و ترتیب آنها در نفس است . اشکال این است که نفس ، باز این نتیجه را با مقدمه دیگری ترکیب میکند تا نتیجه دیگری بگیرد و . . . الخ و هرگز هم نمیتوان ادعا کرد که در میان نتایج ما ، نتیجهای است که وقتی به آن برسیم دیگر نمیتوان آنرا مقدمه قیاس دیگر کرد . جواب شیخ این است که در این مورد اینطور نیست که یک فاعلیت باشد با یک سلسله غایات بی نهایت ، بلکه فاعلیتهای متعدد است ، هر کدام با غایت خودش . ٧ - اشکال دیگر این است که چه معنی دارد که ما غایت را علت بدانیم .