درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣
نه عدد ترکیبی . درست است که در اعداد هم هر واحد عددی به ترتیب بعد از عدد دیگری قرار گرفته ، اما ماهیتش غیر از این است . اثنان از آن جهت که اثنان نامیده میشود غیر از اثنان است از آن جهت که ثانی نامیده میشود . اثنان در ذات خودش واحد است که مکرر شده است . و نیز از آن جهت که خودش یک حقیقت است و میتوانیم آن را به عنوان یک واحد اعتبار کنیم ، از آن حیث که این [ اثنان واحد ] بعد از واحد قرار گرفته است به آن ثانی میگوئیم . ولی خود طبیعتش مرکب از دو وحدت است ، نه اینکه وحدت ، عین وحدت است که در اثنین وجود پیدا کرده است . " و هذه المره اما أن تکون زمانیه أو ذاتیه ، فان کانت زمانیه ولم تعدم فی الوسط فهی کما کانت لا أنها کررت ، وان عدمت ثم أوجدت فالموجده شخصیه اخری ، و ان کانت ذاتیه فذلک أبین " . [ این مرتبه و دفعه یا زمانی است یا ذاتی ، ] اگر زمانی باشد و عدم در وسط متخلل نشده باشد ، یک شیء است که امتداد پیدا کرده [ نه اینکه تکرار شده باشد ] . اما اگر در بین آن عدم متخلل شده ، مثل اینکه در دقیقه اول یک حرکت پیدا شده و بعد ساکن شده و بعد دوباره حرکتی پیدا شده است ، در این صورت این وحدت دوم شخص دیگری است ، نه اینکه همان وحدت اول باشد . اما اگر بگوئید که این تقدم و تأخر ذاتی است نه زمانی ، یعنی اینکه گفتید " هناک مره بعد مره " ، منظور بعدیت ذاتی است ، مثلا اثنان که از وحدت و وحدت تشکیل شده و یکی بعد از دیگری قرار گرفته ، ذاتا بعد قرار گرفته نه زمانا ، در این صورت واضح البطلان است . در مورد کلمه " ابین " نسخهها خیلی مختلف است . در بعضی کتابها آمده " فذلک آنین " که معلوم است غلط است . در بعضی دیگر " فذلک اثنین " است که این نیز غلط است . ظاهرا " فذلک أبین " صحیح باشد .
[ فرض وحدت به منزله هیولی و به منزله صورت ]
" وقوم جعلوا الوحده کالهیولی للعدد وقوم جعلوها کالصوره لانها تقال