درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
و در غیر این مورد چه در مورد ذات باری و چه در غیر ذیشعورها و چه در مورد اعمال غیر اختیاری انسان وجود ندارد ، حتی در مورد افعال اختیاری انسان نیز در پارهای موارد علت غائی وجود ندارد . در مورد ذات باری ، علت غائی وجود ندارد زیرا هر کاری را که میکنیم تحت تأثیر علت غائی است که انگیزهای در ما ایجاد میکند و ما تحت این انگیزه قرار گرفته و کاری را انجام میدهیم اما ذات باری که تحت تأثیر و محکوم انگیزه نمیتواند باشد لذا علت غائی در این مورد صادق نیست . در مورد موجودات غیر ذیشعور نیز گفتهاند که علت غائی وجود ندارد ، به این دلیل که انگیزه و علت غائی داشتن فرع بر شعور است . طبیعت که شعور و ادراک ندارد پس علت غائی هم ندارد . پس مجردات از آن جهت که مافوق انگیزه و غایت داشتن هستند بدون علت غائیاند و طبیعت بی شعور هم از آن جهت که مادون انگیزه و غایت داشتن است بدون علت غائی است . گاهی هم انسان فکری و یا کاری را انجام میدهد و هنگامی که میپرسیم چرا کردی ؟ میگوید بیهوده و بیخودی این کار را کردم ، یعنی در واقع هدف و غایتی نداشتم . مثلا خیلی از کارهای بیهوده را انسان از روی عادت انجام میدهد . در پاسخ این اشکال شیخ در اینجا بحثی میکند که در واقع یک بحث روانشناسی است ، و آن اینکه هر کاری را که انسان اختیار میکند یک منشأ نزدیک دارد ، یک منشأ بعید و یک منشأ ابعد . فاعل اقرب یا قریب را که در نظر بگیریم ، خود همان فاعل احتیاج دارد به فاعل دیگری که آنرا تحریک کند و بسا هست که آن فاعل فاعل هم به فاعل دیگری برای تحریک احتیاج دارد . مثلا فرض کنید که انسان از اینجا حرکت میکند و به اختیار خود میرود توی ایوان . علت مباشر برای این حرکت چیست ؟ علت مباشر ، قوه محرکهای است که در عضله وجود دارد . یک قوه عضلانی وجود دارد که این بدن را میکشاند و به آنجا میبرد . ولی این قوای عضلانی چرا الان این حرکت را بوجود آورده است ؟ جواب این است که همیشه در انسان شوقها یا خوفها است که قوه را بوجود میآورد . پس